برگردان به زبان ساده
با عطارد گفتم آخر با تو دارم نسبتی
چند بد مهری کنی به زین غم کارم بخور
هوش مصنوعی: با عطارد صحبت کردم و گفتم که چه نسبتی با تو دارم، اما چرا باید به من بیمهری کنی و به این غم من دامن بزنی؟
گفت کای ابن یمین گر قدرتی بودی مرا
کی بدینسان گشتمی گشتمی گرد جهان آسیمه سر
هوش مصنوعی: ای پسر یمین، اگر قدرتی داشتی، چرا این گونه آشفته و بیقرار در دنیای گردان رها شدم؟
اکثر اوقات باشد درو بال و احتراق
بر سر تیرم همیدارد فلک زیر و زبر
هوش مصنوعی: بیشتر اوقات، در دل من با بال و آتش سوزان، زندگی در نوسان و بیثباتی است.
رونق کارت ز دستم بر نیمآید ولیک
خواهمت گفت از سر اشفاق پندی معتبر
هوش مصنوعی: کارت رونق بگیرد و بهبود یابد اما من نمیتوانم به تو کمکی کنم. با این حال، از روی محبت و دلسوزی میخواهم یک نصیحت مهم و معتبر به تو بکنم.
از کریمان چون جهان خالی همی بینی مکن
بعد از این عمر گرامی در سر بوک و مگر
هوش مصنوعی: وقتی به دنیای اطراف نگاه میکنی و متوجه میشوی که از محبت و کرامت پر بوده، دیگر وقت را هدر نکن و در زندگیات فقط به دنبال چیزهای بیارزش نرو.
در جگر خوردن بسر بر عمر و بهر یک دو نان
در پی دو نان مپوی و آبروی خود مبر
هوش مصنوعی: به جای اینکه تمام عمرت را صرف تلاش برای به دست آوردن لقمهای نان کنی، باید مراقب آبرو و شخصیت خود باشی و از کارهایی که باعث کم شدن آبرویت میشود، پرهیز کنی.
هر که میخواهد که باشد از هنر با آبروی
سهل باشد گر نباشد در کف او سیم و زر
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد با هنر و آبرو باشد، باید بداند که داشتن پول و ثروت چندان اهمیت ندارد.
آهن و فولاد را بنگر که چون شد آبدار
سهل باشد گر نباشد در کف او سیم و زر
هوش مصنوعی: به آهن و فولاد نگاه کن که چگونه وقتی به اندازه کافی حرارت میبیند و نرم میشود، کار کردن با آن آسانتر است؛ اما اگر در دستش طلا و نقره نباشد، باز هم به راحتی کار میشود.
آهن و فولاد را بنگر که چون شد آبدار
بر چسان هنگام ضربت میکند پیدا گهر
هوش مصنوعی: به آهن و فولاد نگاه کن که چگونه در هنگام ضربه خوردن، سخت و محکم میشود و در این حال زیبایی و ارزش خود را نمایان میکند.
از کدورات حوادث چونکه ماند با صفا
آبروی کوه باشد چشمه ساران هنر
هوش مصنوعی: وقتی که مشکلات و ناگواریهای زندگی میگذرند، مانند این است که آبروی کوه باقی میماند و چشمههای هنر همچنان جاری و زنده میمانند.