برگردان به زبان ساده
مرا دو یار جهاندیده و دو همزادند
که یکزمان نتوانم گزیر ازایشان کرد
هوش مصنوعی: من دو یار آگاه از دنیا و دو همزاد دارم که نمیتوانم در یک زمان از آنها فرار کنم.
دو طفل کز پی ایشان بلطف دایه صنع
دو مهد ساخت ز جزع و بنازشان پرورد
هوش مصنوعی: دو کودک که به خاطر محبت دایه پرورش یافتهاند، در مهدهایی بزرگ شدهاند که از روی ناز و نگرانی برای آنها ساخته شده است.
دو توأمند که هرگز بیکدگر نرسند
بخانه کرده وطن هر یکی مجرد و فرد
هوش مصنوعی: دو چیز وجود دارند که هرگز نمیتوانند به هم برسند و برای خودشان یک سرزمین مستقل دارند. هر یک از آنها به تنهایی و به صورت جداگانه زندگی میکند.
دو نرگس اندتر و تازه وقت صحت نفس
شوند گاه مرض هر دو چون شکوفه ورد
هوش مصنوعی: دو گل نرگس نزدیک هم و تازه هستند، زمانی که حالشان خوب است و نفس میکشند. اما در زمان بیماری، مثل شکوفههای گل، هر دو دچار مشکل میشوند.
دو خادم اند نه از روی قطع آلتشان
از آنجهت که نه خنثی و نه زن اندو نه مرد
هوش مصنوعی: دو نفر هستند که نه به خاطر ویژگیهای جنسیشان، بلکه به دلیل عدم تعلق به دستههای مرد یا زن، بهعنوان خادم شناخته میشوند.
باختیار ز من لحظه ئی جدا نشوند
نه گاه شیون و سور و نه وقت صلح و نبرد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من نمیخواهم لحظهای از کسانی که برایم مهم هستند جدا شوم، چه در زمان شادی و جشن و چه در وقت جنگ و درگیری.
بهیچوجه ز من جامه ئی طلب نکند
هوا اگر چه بود گرم یا که باشد سرد
هوش مصنوعی: هرگز از من انتظار نداشته باش که لباسی به تو دهم، خواه هوا گرم باشد یا سرد.
ز خانه پای برون نا نهاده می پویند
بگرد جمله آفاق بی مشقت و درد
هوش مصنوعی: بدون اینکه از خانه خارج شویم، میتوانیم به جستجوی همه جا بپردازیم و همه چیز را بدون زحمت و رنج بیابیم.
هزار میل مساحت بلحظه ئی بروند
نیاورند تعلل بهیچ حر و ببرد
هوش مصنوعی: هر هزار مِیل زمین را به سرعت طی میکنند و هیچ تأخیری در کارشان نیست و هیچ کس را معطل نمیکنند.
معرف ار نشوند این دو یار نشناسم
سیاهرا ز کبود و کبود را از زرد
هوش مصنوعی: اگر این دو دوست خود را معرفی نکنند، من نخواهم توانست سیاه را از آبی و آبی را از زرد تشخیص دهم.
شود بسان شب تیره روز من روشن
اگر بدامن آن هر دو برنشیند گرد
هوش مصنوعی: اگر هر دو طرف، یعنی شوق و عشق، به دامن زندگی من بیفتند، روزم همچون شب تیره خواهد شد و روشنایی خواهد یافت.
گذشت مدت یک هفته تا همی بینم
که کند رو شده اند این دو پیک راهنورد
هوش مصنوعی: بعد از یک هفته گذشت، میبینم که این دو پیامرسان که در راه هستند، به کندی حرکت کردهاند.
اگر چه روشنئی آورند در کارم
بسا غما که ازین تیرگی بباید خورد
هوش مصنوعی: هرچند برای من نور و روشنی به ارمغان میآورند، اما هنوز غمهای زیادی وجود دارد که باید با این تاریکیها کنار بیایم.
مگر بر ابن یمین رحمتی کند ایزد
که کاهلی برود زین دو پیک عالم گرد
هوش مصنوعی: مگر خداوند بر ابن یمین رحمت کند، وگرنه تنبلی و سستی او باعث خواهد شد که او از دو جهان جدا شود.