برگردان به زبان ساده
بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست
لیکن از شعر سیاهش سایبانی دیگرست
هوش مصنوعی: روی زیبای او مانند خورشیدی در آسمان میدرخشد، اما شعر تیرهاش مانند سایبانی بر آن نور میافکند.
زینت خوبان بگاه جلوه از زیور بود
روی شهر آرای تو زیب و بهای زیورست
هوش مصنوعی: زیبایی خوبان در هنگام نمایان شدن، ناشی از زیورآلات است، اما زیبایی و ارزش جلوهگری تو از این زیورآلات بیشتر است.
گفتم آرم در دهن ناگه لبت خندید و گفت
ز آن نمیترسی که بگدازد نه آخر شکرست
هوش مصنوعی: به کسی گفتم که به عشق و محبت خود بپردازد و در دلش شوقی باشد، ناگهان او لبخند زد و گفت که آیا از شیرینی این عشق نگران نیستی که ممکن است از بین برود؟ ولی در نهایت این عشق، شیرینی خاص خود را دارد و ارزشش را دارد.
با خرد گفتم که زیر سایه زلفش رخ است
گفت میگویند اما آفتابی دیگرست
هوش مصنوعی: با عقل و درایت به من گفتند که صورت زیبایش در زیر سایه زلفش است، اما او تأکید کرد که زیبایی دیگری نیز وجود دارد.
درد عشقش چون نهان دارم که بر رویم ز اشک
شرح آنرا خوش خطی از سیم بر سطح زرست
هوش مصنوعی: درد عشق او را در دل پنهان دارم، چرا که وقتی دربارهاش میگویم، اشکهایم به زیبایی بر روی طلا نقش میبندند.
بس که هست ابن یمین را آرزوی وصل او
یک سخن کز روی معنی گنجهای گوهرست
هوش مصنوعی: ابن یمین بسیار آرزومند وصل معشوق خود است، به گونهای که سخنی از او میتواند به عمق معنا و ارزشهای گرانبها اشاره کند.
استعارت کرد از درگاه شاهنشاه و گفت
باز اندر دل تمنای وصال دلبرست
هوش مصنوعی: او از درگاه پادشاه استمداد کرد و گفت که هنوز در دل آرزوی دیدار معشوقش را دارد.