برگردان به زبان ساده
نگارا عزم آن دارم که گر بر رغم اغیاران
ز راه لطف و دلجوئی در آئی از در یاران
هوش مصنوعی: ای معشوق، تصمیم دارم که اگرچه افراد دیگر ممانعت کنند، با مهر و محبت تو به یاران وارد شوم.
کنم دنیا و دین هر دو فدای خاک پای تو
چه وزن آرد کله جائی که سر بخشند عیاران
هوش مصنوعی: من برای تو، هم دنیا و هم دین را فدای خاک پای تو میکنم. چه ارزشی دارد جایی که عیاران و شجاعان برای آن سر و جان خود را فدا میکنند؟
گر از خاک سر کویت برد باد صبا گردی
زند در مشک چین آتش بریزد آب عطاران
هوش مصنوعی: اگر بادی از سمت کوی تو بگذرد، به گونهای میچرخد که انگار آتش در مشکهایی که عطاران دارند، میریزد.
پریشانی زلف خود مپرس الا ز چشمانت
که احوال شب تیره نداند کس چو بیماران
هوش مصنوعی: موهای پریشان خود را از کسی نپرس، فقط از چشمانت بپرس که هیچکس نمیداند حال شب سیاه را، جز بیمارانی که آن را تجربه کردهاند.
ببازار غم عشقت دلم تا گشت سودائی
ز من نقد روان بردی بطیره همچو طراران
هوش مصنوعی: در بازار عشق تو، دل من دیوانه شد و تو با شگردی مانند پرندگان، جانم را به آسانی از من گرفتی.
ز تاب آتش عشقت شدم با خاک ره یکسان
هوادار توام آخر مریز آب هواداران
هوش مصنوعی: از شدت عشق تو، به جایی رسیدهام که مثل خاک شدهام. من هوادارت هستم، پس به خاطر هواداران تو، کمتوجهی نکن.
مرا ایدوست در عشقت چه باک از طعنه دشمن
چو شد ابن یمین غرقه کجا اندیشه باران
هوش مصنوعی: مهم نیست که دشمنان چه چیزی دربارهی عشق من میگویند، چون وقتی که دل به تو دادهام و در عشق تو غرق شدهام، دیگر به نظرات آنها توجهی ندارم.