برگردان به زبان ساده
ای روی دلربای تو باغ و بهار حسن
وی خط مشکبار تو نقش و نگار حسن
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند باغ و بهار است و خط سیاه سرت، نقش و نگار زیبایی را به ذهن میآورد.
در باغ حسن تا گل خود روی تو شکفت
از دل برون نمیرودم خار خار حسن
هوش مصنوعی: در باغ زیبایی، زمانی که گل وجودت شکوفا شد، من از دل خود رنج و دردی که به خاطر زیباییات احساس میکنم، هرگز رها نمیشوم.
در کارگاه صنع که تعیین کارها
کردند و شد حواله بروی تو کار حسن
هوش مصنوعی: در کارخانهای که کارها مشخص شد، کار خوب به تو واگذار گردید.
هستند بیقرار چو زلف تو عالمی
تا دیده دید در خم زلفت قرار حسن
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به خاطر زیباییهای تو در انتظار و بیقرار هستند، چراکه هنگامی که چشمشان به خم زلفهای تو میافتد، تمام آرامش و قرار خود را از دست میدهند.
گر ماه عارضت بگشاید ز رخ نقاب
دیار کس نشان ندهد در دیار حسن
هوش مصنوعی: اگر ماه روی تو پرده از چهره بردارد، دیگر هیچکس در سرزمین زیبایی نشانی از خود نخواهد گذاشت.
یوسف برفت و حسن ازین کهنه دیر برد
تو آمدی و شد ز تو نو روزگار حسن
هوش مصنوعی: یوسف رفت و حسن از این مکان باستانی دور شد. تو آمدی و با ورودت، زمان جدیدی برای حسن آغاز شد.
ابن یمین و چشم تو هرگز نمیشوند
خالی دمی ز مستی عشق و خمار حسن
هوش مصنوعی: چشمان تو همیشه پر از شادی و لذت عشق و زیبایی خواهند بود و هرگز خالی نمیمانند.