برگردان به زبان ساده
روز آنست که با یار بمیخانه رویم
بهر پروردن جان از پی جانانه رویم
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که همراه با محبوب به میخانه خواهیم رفت تا از عشق او دل و جان خود را تقویت کنیم.
خرم آن مجلس و کاشانه که ما هر دو بهم
شمع و پروانه آن مجلس و کاشانه رویم
هوش مصنوعی: مجلس و خانهای که در آن باشیم و با هم شمع و پروانهی آنجا شویم، بسیار خوشحالکننده است.
مستی ما ز می عشق دلارام بود
حاش لله که پی ساغر و پیمانه رویم
هوش مصنوعی: مستی ما از عشق کسی است که دل را آرام میکند. خداحافظی میکنم که برای پیدا کردن جام و پیمانه بروم.
عارض چون مه و آنسلسله مشکینش
چون ببینیم ز دل واله و دیوانه رویم
هوش مصنوعی: وقتی که چهره زیبا و عارض رخسار او را میبینم، همچون ماه، دلم پر از شوق و دیوانگی میشود.
نه چنان شیفته زلف چو زنجیر و ییم
که توان داشت طمع باز که فرزانه رویم
هوش مصنوعی: من اینقدر به زلف محبوب وابسته نیستم که نتوانم از او دور بمانم و همچنان طمع حضورش را داشته باشم.
جان فشانیم بر آنخسرو شیرین حرکات
تا چو فرهاد بجان باختن افسانه رویم
هوش مصنوعی: ما جان خود را فدای آن دوست شیرینسخن میکنیم تا مانند فرهاد، که به خاطر عشقش جان خود را داد، داستانی از عشق و وفا بسازیم.
یاد آن روز که یارم بحریفان میگفت
که بجمع از پی عشرت سوی میخانه رویم
هوش مصنوعی: به یاد روزهایی هستم که محبوبم به دوستانش میگفت بیایید تا بهخاطر لذت و خوشی، به سمت میخانه برویم.
باز میگفت که چون ابن یمین حاضر نیست
میکده گر همه خلدست بیا تا نه رویم
هوش مصنوعی: او دوباره میگفت که حالا که ابن یمین اینجا نیست، اگر تمام بهشت را هم بیاوری، من نخواهم رفت.