برگردان به زبان ساده
ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل
ناید به پیش روی تو اندر شمار گل
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو در این دنیا مانند گلهای بهاری است که در حضور تو قابل شمارش نیستند.
تا انتساب گل بتو کردند آمدست
خندان و سرخ روی سوی جویبار گل
هوش مصنوعی: چون به تو نسبت گل دادند، گل با چهرهای خندان و سرخ به سمت جویبار آمده است.
گل را چه نسبت است برویت چو ایمنست
در گلشن جمال تو ز آسیب خار گل
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلنشین تو آنچنان نورانی است که هیچ آسیبی نمیتواند به آن برسد، مانند گلی که در یک باغ امن و دور از خارها و آفات رشد میکند.
از بس که سرخ و زرد بر آمد از آنکه شد
از روی لاله رنگ رخت شرمسار گل
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهرهاش که به رنگ لاله و گل است، تمامی رنگها تحتالشعاع قرار گرفتهاند و شرمسار شدهاند.
باد صبا حکایت حسنت بگل رساند
از رشک شد چو سنبل تر بیقرار گل
هوش مصنوعی: باد سبا زیباییهای تو را به گلها میگوید و از حسادت، سنبل هم به دلتنگی و ناراحتی برای گلها افتاده است.
و آن زر ساو بر طبق لعل فام کرد
تا بر سرت کند بتواضع نثار گل
هوش مصنوعی: آن طلا را بر روی سنگی سرخ گذاشت تا به نشانهٔ تواضع بر سرت گل بپاشد.
ای باغبان بیا و قد و خد او نگر
منشان بباغ سرو سهی و مکار گل
هوش مصنوعی: ای باغبان، بیا و به زیبایی و قامت او نگاه کن. من او را در باغ سرو بلند و گلهای فریبنده نشان میدهم.
آب روان و سبزه و جام شراب و رود
گر چه خوشند خوشتر ازین هر چهار گل
هوش مصنوعی: آب جاری، چمنی سبز، جام شراب و رودخانه هرکدام زیبا و دلنشین هستند، اما هیچکدام به اندازهٔ گلها خوشایند نیستند.
اما بسان ابن یمین هم که عاشق است
با روی دلستانش نیاید بکار گل
هوش مصنوعی: عاشق به زیباییها نمیتواند از گل و باغ استفاده کند، زیرا عشق او بیشتر به دلبرش مربوط میشود تا به گل و گیاه.