برگردان به زبان ساده
روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب
کی شدی از دیدن او دیده مشتاق آب
هوش مصنوعی: اگر تو در این شهر نبودی، در کجا میتوانستم آفتاب را ببینم؟ چشمانم از دیدن تو به شدت مشتاق و تشنه است.
چون گشاید از کمین ترک کمان ابرو خدنگ
بر غرض دارد گذر همچون دعای مستجاب
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی ابرو مانند تیر کمانی از پنهان بیرون میآید، به هدفی میزند و اثرش مانند دعای مستجاب به کار میآید.
تاب رخسار چو ماه او همی سوزد مرا
سوزد آری تار کتانرا فروغ ماهتاب
هوش مصنوعی: چهره او مانند ماه است و زیباییاش مرا میسوزاند. آری، درخشندگی او مانند نور ماه و شب میباشد و پرده لطیفی را میسوزاند.
شاد میگردم چو دلبر میکند با من عتاب
ز آنکه باشد دوستی بر جای تا باشد عتاب
هوش مصنوعی: من وقتی خوشحال میشوم که محبوبم با من ناراحتی میکند، زیرا این نشان میدهد که دوستیام با او همچنان پابرجاست تا زمانی که این ناراحتی وجود دارد.
دلگشای و غم زدا آمد هوای یار من
چون صبوح اندر بهار و همچو عمر اندر شباب
هوش مصنوعی: دل را شاد و غم را دور میکند، آمدن محبوب من همچون صبحگاه در بهار و مانند جوانی در اوج عمر است.
ای خط شیرین تو چون سبزه بر آب روان
زلف مشکینت میانش سایبان بر آفتاب
هوش مصنوعی: خط زیبا و شیرین تو مانند سبزهای است که روی آب جاری قرار دارد و موهای مشکی تو مانند سایبانی است که در برابر آفتاب قرار گرفته است.
سر بپایت درفکند ابن یمین از شوق و گفت
این که میبینم به بیداریست یا رب یا بخواب
هوش مصنوعی: ابن یمین با شوق و علاقه، سر را به پای محبوبش انداخت و گفت: «آیا آنچه را که میبینم در حالت بیداری است یا در خواب؟»