برگردان به زبان ساده
نرگس مست تو دارد هوس خواب هنوز
سنبل زلف ترا هست سر تاب هنوز
هوش مصنوعی: نرگس زیباروی تو هنوز احساس خواب و آرامش دارد، در حالی که زیبایی و جذابیت موهای تو هنوز باعث شگفتی و تماشای دیگران میشود.
ساخت اکسیر غم عشق تو ز راز رخ من
هست چشم من از آنچشمه سیماب هنوز
هوش مصنوعی: من از راز رخسار تو چیزی مثل اکسیر غم عشق را ساختم و هنوز چشمانم از چشمهای چون نقره میتابد.
سوخت از مهر رخت همچو قصب زار تنم
بر من از روی تو ناتافته مهتاب هنوز
هوش مصنوعی: محبت و زیبایی چهرهات، مانند گرمای آتش باعث سوختن تنم شده است. با این حال، تلخی و زخمهای عشق هنوز بر من پابرجاست، حتی اگر نور روشنی چون ماه در چهرهات نتابیده باشد.
گر چه هر خون که مرا بود بپالود ز چشم
دارم از شوق لبت رغبت عناب هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه هر خونی که برایم ریخته شود، از شوق لبهای تو هنوز آرزوی طعم شیرین مانند آلوچه را دارم.
روی پنهان مکن از مردم چشم من از آنک
هست طفلی که ندیدست اثر خواب هنوز
هوش مصنوعی: چشمان من را از دیدن تو پنهان نکن، زیرا که مانند کودکی هستم که هنوز خواب را ندیده است.
چون دل ابن یمین همچو کبوتر بطپید
حلقش از زلف تو در حلقه مضراب هنوز
هوش مصنوعی: وقتی دل ابن یمین مانند کبوتر به تپش در میآید، هنوز گردن او در زنجیر زلف تو باقی مانده است.