برگردان به زبان ساده
نگار ماه رخم چون نقاب بگشاید
ز خجلتش عرق از آفتاب بگشاید
هوش مصنوعی: چهره زیبای من، هنگامی که عطر و جذبهاش را آشکار کند، از شدت شرم آنچنان خواهد درخشید که گویی آفتاب هم به خاطرش عرق میکند.
شوم بنفشه وش از فرق تا قدم همه گوش
گهی که غنچه ز بهر خطاب بگشاید
هوش مصنوعی: من مانند بنفشهای هستم که از سر تا پا به زیبایی آراسته شدهام و گوش به زنگ هستم، چرا که هرگاه غنچهای به خاطر سخن گفتن گشوده شود، به آن توجه میکنم.
رخش ببینم و اشکم شود روان آری
ز دیده پرتو خورشید آب بگشاید
هوش مصنوعی: وقتی رخش را میبینم، اشکهایم سرازیر میشود. آری، مانند نور خورشید که از چشمها میچکد و دل را شاداب میکند.
بچار میخ بلا در کشد چو خیمه دلم
بیک گره که ز مشکین طناب بگشاید
هوش مصنوعی: دلم همچون خیمهای است که با یک گره به میخ بلا آویزان شده و تنها کافی است که آن گره باز شود تا همه چیز و همه حسهای خوب آزاد شوند.
چو لعل او به تبسم گهر فشان گردد
ز جزع بنده عقیق مذاب بگشاید
هوش مصنوعی: وقتی که لبخند او مانند یاقوت سرخ جلای خود را نشان میدهد، اینجا دل من مانند عقیق ذوب میشود و احساساتم را به نمایش میگذارد.
توان رسید بکام از لبش بوعده او
گهی که آبحیات از سراب بگشاید
هوش مصنوعی: اگر روزی دریا از یک سراب شکسته شود و جانها را زنده کند، میتوان به هدف و خواستهها از لب او دست یافت.
مرا هوای لب می پرست او چه عجب
ز ثقبه عنبی گر شراب بگشاید
هوش مصنوعی: مرا دلی craving و آرزوی لب اوست، چه جای شگفتی است اگر از دانه انگور شراب ساخته شود.
دری بر ابن یمین از بهشت باز شود
نگار حور وشم گر نقاب بگشاید
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و بیان میکند که اگر چهرهی او آشکار شود، گویی درهای بهشت به روی ابن یمین باز میشود. به عبارت دیگر، زیبایی و جذابیت او به قدری است که میتواند جلوهای از بهشت را در دنیا به تصویر کشد.