برگردان به زبان ساده
ساقی بیار باده که چون خلد شد چمن
شد باغ روشن از گهر ابر تیره تن
هوش مصنوعی: درخواست کن که میخوام باده بیاوری، زیرا وقتی که باغ و چمن بهشتگونه میشود، زیبایی آن مانند درخشش مروارید از ابرهای تیره نمایان میشود.
آهوی سرو نافه بیفکند وزین قبل
باد صبا گرفت دم نافه ختن
هوش مصنوعی: آهو به سمت درخت سرو میرود و با این حال، باد صبحگاه، عطر خوش گلهای ختن را به همراه میآورد.
زد بر نوای بلبل شیدا چنار دست
وز ذوق آن به رقص دَراِستاد نارون
هوش مصنوعی: پرندهای با صدای دلانگیز و شادابش بر درخت چنار نشسته و از لذت آن، درخت نارون را به رقص درآورده است.
شد روی آبگیر چو سوهان آژده
تا از صبا فتاد بر اندام او شکن
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند آینهای در آب صاف شده است و وقتی نسیم ملایمی به او برخورد میکند، زیباییاش را نمایانتر میسازد.
لاله ز بس که قطره شبنم برو نشست
شد ساغر عقیق پر از لولو عدن
هوش مصنوعی: به خاطر نشستن شبنمهای فراوان بر روی گل لاله، این گل مانند یک جام عقیق پر از مرواریدهای بهشتی جلوهگر شده است.
از روشنی انجم گلهای بوستان
گوئی مگر مجره کشیدند بر چمن
هوش مصنوعی: نور ستارهها بر گلهای باغ مانند است، گویی که آنها بر روی چمن خط کشیدهاند.
جز برگ بید و سرخ گل اندر جهان که دید
تیغ از زمرد و سپر از گوهر یمن
هوش مصنوعی: غیر از برگ بید و گل سرخ در دنیا چیز دیگری نیست که تیغ از زمرد و سپر از جواهر یمن بیابیم.
گر غنچه در فریب دل عندلیب نیست
بهر چه زر ساو گرفتهست در دهن
هوش مصنوعی: اگر غنچهای در دل بلبل نیست، پس چرا آنچه را که در دهان دارد، به این اندازه ارزشمند میداند؟
با شنبلید و نرگس تر نسبتی گرفت
زلف سیاه دلبر و رخسار زرد من
هوش مصنوعی: با گلهای خوشبو و نرگس، ارتباطی برقرار کردم، چون زلفهای سیاه معشوق و چهره زرد من به هم شبیه است.
آن دلبری که عارض و زلف مسلسلش
بشکست نرخ سنبل و بازار یاسمن
هوش مصنوعی: آن معشوقهای که زیبایی چهره و موهایش دلربا است، به راحتی میتواند قیمت سنبل و بازار یاسمن را تحت تأثیر قرار دهد.
در حیرتم ز طلعت او تا چه خوانمش
ماه شب چهارده یا شمع انجمن
هوش مصنوعی: من از زیبایی او در شگفتم و نمیدانم او را چه بنامم، آیا ماه شب چهاردهم یا شمع جمع هستی؟
ماه است اگر نه ماه بود خسته محاق
شمع است اگر نه شمع بود بسته لگن
هوش مصنوعی: اگر ماه وجود ندارد، نباید در تاریکی محو شود؛ و اگر شمعی نیست، نمیتواند در ظرفی خاموش بماند.
جز خط مشکبوی و رخ جانفزای او
هرگز بنفشه دید کسی رسته بر سمن
هوش مصنوعی: جز خط زیبای معشوق و چهره دلربایش، هیچ کس هیچ گلی را بالنده بر درخت سمن ندیده است.
جز قد خوش خرام و تن چون حریر او
سرو روان که دید برش برگ نسترن
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و لطافت او اشاره دارد. او دارای اندامی نرم و چون حریر است و حرکاتش آرام و دلنواز است. زمانی که کسی او را میبیند، شگفتزده میشود و مانند تماشا کردن شکوفههای نسترن به وجد میآید.
میزیبدش که پای نهد بر دو چشم من
زیرا که جویبار سزد سرو را وطن
هوش مصنوعی: اگر او بر روی چشمان من قدم بگذارد، باید با دقت و احترام این کار را کند، چون برای سرو، جای آبشار و جویبار، همانند وطنش است.
زلفش به کافری دل زارم اسیر کرد
وانگه فکند بی سببی در چه ذقن
هوش مصنوعی: موهای او با زیبایی دل من را اسیر کرد و سپس بدون دلیل مرا در حالتی نامناسب رها کرد.
سهلست اگر چو خود ذقنش در چهش فکند
در چه توان شدن به امید چنان رسن
هوش مصنوعی: اگر او هم مثل خود را در حال هیجان نشان دهد، مجبور نیستیم به امید آنکه مانند آن طناب به زندگی ادامه دهیم.
شهری اسیر فتنه و غوغای حسن او
واو بر جناب خسرو آفاق مفتتن
هوش مصنوعی: شهر به خاطر زیبایی او در آشفتگی و هیجان است و همه در جلوههای او به شگفتی افتادهاند.
والا نظام دولت و ملت که ذات او
نور مجسم است ز انوار ذوالمنن
هوش مصنوعی: دولت و ملت به قوهای والا و روشن اشاره دارد و ذات او همچون نوری نمایان است که از نعمتهای بیپایان الهی سرچشمه میگیرد.
آن سروری که از حسد بوی خلق او
بر تن قبا کند گل خوشبوی پیرهن
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر حسد به دیگران، بخواهد که بر عشقی که در دل دارد بپوشاند، در واقع مانند گلی خوشبو است که برای زیباییاش در لباس به تن کرده. این به نوعی نشاندهنده شادی و زیبایی در وجود او است، حتی اگر به خاطر حسد، آن را از دیگران پنهان کند.
بر خاک اگر ز فیض کفش قطرهای چکد
طوبی حسد برد به دل از سبزه دمن
هوش مصنوعی: اگر از خاری که بر روی زمین است، حتی یک قطره از فیض و نعمت کفش بیفتد، درختان طوبی (درختان بهشتی) به سبزهی دمن (مرتعی) حسادت میکنند.
گردون شد ازرقی و مه و مهر انوری
بهر ثنا و مدحت آن سرور زمن
هوش مصنوعی: آسمان ز رنگ آبی درآمده و ماه و خورشید نیز به خاطر ستایش و تمجید از آن بزرگوار، درخشندگی خاصی یافتهاند.
حاسد چو اوج جاه وی آورد در خیال
از غم بسان چاه فرو شد به خویشتن
هوش مصنوعی: حسود هنگامی که میبیند کسی به مقام و موفقیتی دست یافته، به خاطر غم و حسادتش مانند چاهی عمیق فرو میرود و در غم خود غرق میشود.
دشمن به روز معرکه از تیغش آن کشد
کز طعنه شهاب کشد در شب اهرمن
هوش مصنوعی: دشمن در میدان جنگ، با شمشیرش برتری پیدا میکند، همان گونه که شهابسنگ در دل شب، از تیرگیهای اهریمن میگذرد.
ای نابسوده اوج جلال تو دست وهم
وی ناسپرده خاک جناب تو پای ظن
هوش مصنوعی: ای کریم و با جلال، الطاف و نعمتهای تو فراتر از تصور ماست و دشواریهای فهمیدن مقام تو را تنها باید به خودت بسپاریم. بیپایه و بیاساس است هرگونه گمانی که دربارهٔ حقیقت تو داشته باشیم.
در رزم و بزم بر سر اعدا و اولیا
چون ابر درفشانی و چون مهر تیغ زن
هوش مصنوعی: در جنگ و میزندگی، به دشمنان و دوستان، مانند ابری که باران میبارد و مانند خورشید که با شمشیر میزند، عمل کن.
تا عدل دین پناه تو ضبط جهان نهاد
در یک کنام میچرد آهو و کرگدن
هوش مصنوعی: تا زمانی که عدالت دین، پناه تو باشد، همهی موجودات در یک جا کنار هم قرار میگیرند و تفاوتهایشان محو میشود، مانند آهو و کرگدن که در کنار هم زندگی میکنند.
در جنب بارگاه تو کان نسر واقع است
سیمرغ بی ثبات بود راست چون زغن
هوش مصنوعی: در کنار بارگاه تو، گودالی وجود دارد که سیمرغ، پرندهای افسانهای و ناپایدار، در آن به نظر میرسد همچون کلاغی که بیثبات است و همیشه در حال تغییر و عدم ثبات است.
ابن یمین کمینه ثنا خوان جاه تست
بادا ثنای او به قبول تو مقترن
هوش مصنوعی: ابن یمین، شاعر و ثناگوی توست. امیدوارم که ستایش او مورد قبول تو واقع شود.
پیوسته باد مرجع خلقان جناب تو
در نفع و ضر و خیر و شر و شادی و حزن
هوش مصنوعی: خواسته شده که همیشه تو، پناهگاه و مرجع مردم باشی در زمانهای خوب و بد، در نفع و ضرر، شادی و غم.
دائم دل سیاه چو سنگ مخالفان
باد از برای خنجر خونخوار تو مسن
هوش مصنوعی: دل من همیشه در برابر دشمنان مانند سنگ سیاه است و باد برای خنجر خونین تو آماده میشود.