برگردان به زبان ساده
مهوَّسان ز پی خاطر مهوِّس ما
به ذکر دوست مزیّن کنید مجلس ما
هوش مصنوعی: بیش از هر چیز، به یاد دوست، جمع خود را زیبا کنید و با دلهای شاد و سرشار از محبت، به دنبال دوستی و صفا باشید.
خیال آن رخ رشک پری و غیرت حور
برون نمیرود از سینهٔ مسَوِّس ما
هوش مصنوعی: تصور چهره آن معشوق که زیباییاش به پریان میماند و غیرت حوریان هیچگاه از دل ما خارج نمیشود.
نهال قامت و چشم تو باغبان چون دید
برفت -گفت- طراوت ز سرو و نرگس ما
هوش مصنوعی: وقتی باغبان قامت و چشمان تو را دید، با حسرت گفت که طراوت و زیبایی سرو و نرگس ما را از دست دادهایم.
به مجلسی که تو باشی چراغ گو بنشین
بس است شمع خیال تو در مجالس ما
هوش مصنوعی: در جایی که تو حضور داری، دیگر نیازی به چراغ نیست؛ روشنایی آرزوی تو به اندازه کافی در جمعهای ما تابان است.
به جای بادهٔ گرم زهر میدهی نوش است
به شرط آن که تو باشی امیر مجلس ما
هوش مصنوعی: به جای نوشیدنی گرم و خوشمزه، زهر مینوشانی. اما این نوشیدن فقط در صورتی خوشایند است که تو رئیس و بزرگ این جمع باشی.
ز کنه وصف تو ابن حسام دور افتاد
کجا رسد به تو اندیشهٔ مهندس ما
هوش مصنوعی: از عمق و ژرفای وصف تو، ابن حسام (شاعر) نتوانسته فاصله بگیرد، پس چطور میتواند فکر و اندیشهٔ مهندس ما به تو برسد؟