برگردان به زبان ساده
خط تو دایره ماهتاب را بگرفت
به باغ عارض تو سبزه آب را بگرفت
هوش مصنوعی: خط تو مانند دایرهی نور ماه، زیبایی و درخشندگی خاصی دارد و چهرهی تو مثل سبزهای است که در باغ، در کنار آب سرسبز و شاداب شده است.
ستاره چشم سر طرّه قمر پوشید
به زیر سایه شب آفتاب را بگرفت
هوش مصنوعی: ستارهای در چشمان عمیق خود، مانند طرّهای از مو، زیبایی ماه را پنهان کرده و در سایه شب، نور آفتاب را به طور کامل به خود جذب کرده است.
به شب ، جمال تو، گفتم ببینم اندر خواب
خیال روی تو در دیده خواب را بگرفت
هوش مصنوعی: در شب، زیبایی تو را به خواب دیدم و خیال چهرهات در خواب چشمانم را تسخیر کرد.
دلم ز فتنه ی چشم تو گرچه بود خراب
غمت بیامد و ملک خراب را بگرفت
هوش مصنوعی: دلم از جاذبه و زیبایی چشمان تو تضعیف شده بود، اما افسوس که اندوه تو آمد و این دنیا را خراب و ویران کرد.
به رقص زهره به خنیاگری به چرخ آمد
به چنگ دوش چو زهره رباب را بگرفت
هوش مصنوعی: زهره به رقص آمده و در حال نواختن و شادی است. در شب، وقتی زهره ساز را برداشت، به مانند رباب، زیبایی و هنر را به نمایش گذاشت.
مقیم کوی تو شد دل چه بخت یار دلیست
که استانه ی دولت مآب را بگرفت
هوش مصنوعی: دل من در کوی تو قرار گرفت، چه شانس بزرگی دارد دلی که مقام و منزلت عالیت را به دست آورده است.
بس از خیال پرستی و مستی ابن حسام
که صبح شیب تو شام شباب را بگرفت
هوش مصنوعی: پس از اینکه مدت زیادی در خیال و خوشگذرانی به سر بردم، صبح پیری به سرعت جوانیام را تحت تاثیر قرار داد.