برگردان به زبان ساده
مسلمانان دلی دارم جراحت
ندانم تا مرا زین دل چه راحت
هوش مصنوعی: من قلبی دارم که زخمی شده، اما نمیدانم چرا راحتی میکنم.
لبم ریش دلم را تازه دارد
ز بس کان لب همی ریزد ملاحت
هوش مصنوعی: لبم زخم است و دل من از شدت احساسات تازه و زنده شده است، زیرا این لب به خاطر زیبایی و جذابیتی که دارد، خیلی چیزها را به درون میریزد.
بیا کر حسرت لعل تو چشمم
میان موج خون دارد سیاحت
هوش مصنوعی: بیا و حسرت زیبایی تو را در چشمانم ببین که در میان خون، در سفر است.
چو صبحت دوش دیدم بر سر بام
به شب پنداشتم الشَّمس لاحَت
هوش مصنوعی: وقتی که دیشب بر بالای بام نشسته بودم، صبح را دیدم و تصور کردم که این نور، نور خورشید است که طلوع کرده است.
سر زلف تو شام است و رخت صبح
مبارک باد شامت با صباحت
هوش مصنوعی: موهای تو مانند شب است و چهرهات مانند صبح. به تو تبریک میگویم که شام و صبحات چنین زیباست.
دگر بر هم نیارد دیده نرگس
که گل بیدار شد و الطَّیرُ ناحَت
هوش مصنوعی: دیگر چشم نرگس نمیتواند خواب ببیند، چون گل بیدار شده و پرندگان آواز میخوانند.
لب ابن حسام از شوق آن لب
ز طوطی می برد گوی فصاحت
هوش مصنوعی: لبهای ابن حسام از شوق آن لب، فضیلت و زیبایی کلام را میرباید، مانند صدای دلنواز طوطی.