برگردان به زبان ساده
به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلها
خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دلها
هوش مصنوعی: به امید آنکه مشکلاتم را با عشق محبوبم حل کنم، به یاد آن لبهای شیرین و زیبا که بخاطرش در دلهایمان غم و اندوهی نشسته است.
مخسب ای دیده چون نرگس به خوشخوابی و مخموری
که شبخیزان همه رفتند و بربستند محملها
هوش مصنوعی: ای چشم، مانند گل نرگس در خواب عمیق نباش و مست نباش، چرا که شبنشینان همه رفتهاند و بارها را بستهاند.
دلا در دامن پیر مغان زن دست و همت خواه
که بیسالک نشاید کرد قطعاً قطع منزلها
هوش مصنوعی: ای دل، در دامن پیر مغان دست بزن و همت خود را بکار بگیر، زیرا بدون سالک (سیرکننده) نمیتوانی به مقصد برسی و قطعاً نمیتوانی به منزلهای مورد نظر دست پیدا کنی.
سبکباران برون بردند رخت از بحر بیپایان
نمییابند بیرون شو گرانباران به ساحلها
هوش مصنوعی: سبکباران، این افراد بیوزن و بیدرد، بار و لباس خود را از دریای وسیع و بیپایان خارج کردند، اما سنگینباران، آنهایی که بار زیادی بر دوش دارند، نمیتوانند از این دریا بیرون بیایند و به ساحلها برسند.
نظر ابن حسام از ماسوی بردند و او را بین
«مَتی ما تَلقَ مَن تَهوی دَع الدنیا وَ اهمِلها»
هوش مصنوعی: ابن حسام از همه چیز جز محبوبش فارغ شد و او را به یادآوری این جمله تشویق کردند: "هر زمان که معشوقت را ملاقات میکنی، دنیا را فراموش کن و بیتوجهی کن."
ز حد بگذشت مشتاقی به جام بادهٔ باقی
«اَلا یا ایُّها الساقی ادر کَاساً وَناوِلها»
هوش مصنوعی: مشتاقی به حدی رسیده که دلش میخواهد از شراب باقی بنوشد. ای ساقی، لیوان را پر کن و به من بده.