تا به دست دوست دادم اختیار خویش ار
دل مرا غمگین نه از هجر است و نه از وصل شاد
او مگر دور است از من تا شوم غمگین ز هجر
من مگر هستم جدا زو تا کنم از وصل یاد
هر چه بینم نقش روی دوست می بینم در اوست
وه چه نور است این که حق در چشم حق بینم نهاد
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تا به دست دوست دادم اختیار خویش ار
دل مرا غمگین نه از هجر است و نه از وصل شاد
هوش مصنوعی: من اختیار خود را به دوست سپردم؛ اگر دلگیرم، نه به خاطر جدایی است و نه به خاطر وصل.