برگردان به زبان ساده
آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
یا قرص آفتاب است زیر سحاب نیمی
هوش مصنوعی: آن مه که زلفش را روی صورتش ریخته، انگار نیمی از قرص خورشید است که زیر ابرها پنهان شده.
یا رفته درخسوف است یا مانده درکسوف است
نیمی ز ماهتابان وز آفتاب نیمی
هوش مصنوعی: یا به گونهای درخشان و روشنایی است و یا در تاریکی و سایه به سر میبرد. نیمی از این روشنایی مربوط به نور مهتاب و نیمی دیگر به نور آفتاب تعلق دارد.
دل دور از جمالش وز وعده وصالش
نیمی شده است آباد مانده خراب نیمی
هوش مصنوعی: دل من که از جمال و زیبایی او دور مانده، به خاطر وعدههای وصالش نیمهجان و خراب شده است. نیمی از وجودم در خرابی به سر میبرد، در حالی که نیمی دیگر به امید وصالش باقی مانده است.
ز ابرو وطره جانان بگرفت از تنم جان
نیمی به ضرب شمشیر زیر طناب نیمی
هوش مصنوعی: از ابرو و زلف معشوق، جان من به شدت آسیب دیده است. یکی از نیمههای جانم با ضربهی شمشیری که زیر طناب گیر کرده، جدا شده است.
دل کی ز زلف دلبر گرددرها که هر سو
نیمی شکنج وچین است پرپیچ وتاب نیمی
هوش مصنوعی: دل در برابر زلف معشوق گرفتار میشود، چرا که در هر طرف که نگاه کنیم، پر از زیبایی و جذبه است، و تمام این زیباییها به شکل پیچیدهای در هم تنیده شدهاند.
در خواب رخ نماید یا از درم درآید
بیدار مانده چشمم نیمی به خواب نیمی
هوش مصنوعی: در خواب، چهرهاش را میبینم یا ناگهان به در وارد میشود. من بیدار هستم و چشمانم به حالت خواب و بیداری نیمهاند.
سرمایه وجودم از آه واشک دیده
نیمی بسوخت ز آتش شد غرق آب نیمی
هوش مصنوعی: وجود من به دو قسمت تقسیم شده است؛ یک نیمه از آن با اندوه و اشک به آتش سوخته و نیمه دیگر در آب غرق شده است.
ز آنچشم مست میگون بریان دلم شد وخون
نیمی شراب او شد او راکباب نیمی
هوش مصنوعی: به خاطر آن چشمان زیبای میگون، دلم آتش گرفته و نیمی از خونم به شراب او تبدیل شده و نیمی دیگر به کباب.
غارتگری نمودند دین و دلم ربودند
نیمی شراب و ساقی چنگ ورباب نیمی
هوش مصنوعی: آنها دین و دل من را به تاراج بردند؛ نصفی از شراب و نیمی از ساقی و موسیقی چنگ و رباب را نیز با خود بردند.
دردوغم دوعالم خواهی اگر بدانی
نیمی شب فراق است روز حساب نیمی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از درد و غم دو جهان آگاه شوی، باید بدانی که نیمه شب، زمان جدایی است و نیمه روز، زمانی برای حساب و رسیدگی.
کن ساقیا خرابم اما نه ز آن شرابم
کو چون حروفش آمد نیمی شر آب نیمی
هوش مصنوعی: ای ساقی، من را بطرز شدیدی مست کن، اما نه به خاطر شرابی که وقتی به حروفش نگاه میکنیم، نیمی از آن آب و نیمی دیگر شراب است.
زآن باده کن مرا مست کز مستیش شوم هست
نیمی ز جام احمد وز بوتراب نیمی
هوش مصنوعی: از آن شراب مرا مست کن که از مستیاش نیمی از نیل و خوشبویی را در بر دارد.
اقبال من بلند است فیروز وارجمند است
نیمی از آن شهنشاه وز اینجناب نیمی
هوش مصنوعی: شکوه و سرفرازی من در اوج است، مانند فیروز و ارجمند. نیمی از این عظمت به خاطر شهنشاه است و نیمی دیگر به خاطر این شخص محترم.