برگردان به زبان ساده
دور ازتو فارغ نیستم از درد و تب روز و شبی
از عشق روی ومویتو دارم عجب روز و شبی
هوش مصنوعی: من از دوری تو هرگز از درد و بیماری رهایی ندارم و روزها و شبها را با عشق به چهره و موهای تو سپری میکنم. واقعاً روزها و شبها برایم عجیب و سخت شدهاند.
خورشید چون آید بودروز و شود شب چون رود
داری ز چهر و طره تو در روز و شب روز وشبی
هوش مصنوعی: خورشید وقتی طلوع میکند، روز را به ارمغان میآورد و وقتی غروب میکند، شب آغاز میشود. اما در روز و شب، زیبایی و دلربایی چهره و موهای تو برای من همیشه روشن و دلانگیز است.
چون ظلمت ونورجهان باشد ز موی و روی تو
پیدا به عالمگشته است از این سبب روز و شبی
هوش مصنوعی: در دنیا، تاریکی و روشنی به وضوح از موی و روی تو نمایان است و به همین دلیل، شب و روز در این عالم شکل گرفتهاند.
ساغر مرا چشم است ومی خون دل است وناله نی
گر چیده ام درهجر توبزم طرب روز وشبی
هوش مصنوعی: جامی که در دست دارم، پر از اشک و غم است و نالهای که میزنم، به خاطر جدایی توست. روز و شب برای آشتی و خوشی با تو میخواهم.
گفت ای بلنداقبال من چونی زهجرم گفتمش
دور از تو فارغ نیستم از درد وتب روز و شبی
هوش مصنوعی: گفت: ای کسی که سرنوشت خوبی داری، حال تو چطور است؟ من از دوری تو در آرامش نیستم و همیشه در درد و تب به سر میبرم، چه روز باشد و چه شب.