برگردان به زبان ساده
گفتم بده بوسی ز لب گفتا زر وسیم توکو
گفتم که جان دارم به کف گفتا که تسلیم توکو
هوش مصنوعی: گفتم که یک بوسه از لبت به من بده، او گفت: «تو که طلا و نقرهای، چرا به دنبال بوسهام؟» گفتم که جانم را برای تو دارم، او پاسخ داد: «تو باید تسلیم محبوب باشی.»
گفتم به رویت عاشقم کم جور کن بر عاشقان
گفتا به ما گر عاشقی تعظیم وتکریم توکو
هوش مصنوعی: به او گفتم که من به خاطر تو عاشقم و از تو میخواهم که کمی با عاشقان مهربانتر باشی. او در جواب گفت: اگر عاشقی واقعا وجود داشته باشد، باید با احترام و ارادت از تو یاد کند.
گفتم ز فر عاشقی اندر جهان شاهنشهم
گفتا اگر شاهنشهی ملک تواقلیم توکو
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر عشق، در این دنیا مثل یک پادشاه هستم. او پاسخ داد که اگر پادشاهی، پس ملک و سرزمین تو کجاست؟
گفتم که مژگان توچون چنگال شیر نر بود
گفت ارتوخوددانی چنین باشد از اوبیم توکو
هوش مصنوعی: گفتم که مژگان تو مانند چنگال شیر نر است، اما او گفت: آیا نمیدانی چنین چیزی از ترس اوست؟
گفتم قمر درعقرب است از زلف بررخسار تو
گفت ارمنجم گشتی استخراج تقویم توکو
هوش مصنوعی: گفتم چهرهات مثل ماه در آسمان است، اما به خاطر زلفی که بر روی رخسارت افتاده، در تاریکی قمر قرار گرفته است. او پاسخ داد: اگر من تبدیل به ستاره شوم، تقویم تو کجاست که نشان دهد کی به تو میرسم؟
گفتم که زاهدمی کند منع دلم از عشق تو
گفتا ز من با اوبگو علم توتعلیم توکو
هوش مصنوعی: گفتم که عابدم مانع عشق من به تو میشود، او پاسخ داد که به او بگو که دانش تو کجاست و چه چیزی به تو آموخته است؟
گفتم بلنداقبال را کن سرفراز از وصل خود
گفتا کنیمت سرفراز از وصل تقدیم تو کو
هوش مصنوعی: گفتم کسی که خوشبخت است را از وصل خود سرفراز کن. او پاسخ داد که تو را سرفراز میکنم، حالا تقدیم تو کجاست؟