برگردان به زبان ساده
آتشی عشق زد به خرمن من
که دل وجان بسوخت درتن من
هوش مصنوعی: عشق مانند آتشی به قلب و زندگی من افروخته است، به طوری که تمام وجودم را سوزانده و به آتش کشیده است.
خون دل بسکه ریختم از چشم
لاله زاری شده است دامن من
هوش مصنوعی: خون دل زیادی را که از دلم ریختهام، باعث شده دامنم به اندازه یک لالهزار پر از گل و غم شود.
غم عالم گرفته جا گوئی
دردل همچو چشم سوزن من
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که در دلم نشسته، مانند سوزنی است که در چشم میماند و نمیتوان آن را فراموش کرد.
نیست اندیشه ام ز تیر قضا
شود از زلف یار جوشن من
هوش مصنوعی: اندیشهام تحت تأثیر قضا و قدر نیست، زیرا زلف یار به مثابهی زرهای برای من عمل میکند.
بگذرم از بهشت وحور وقصور
گر به کویش دهند مسکن من
هوش مصنوعی: من از نعمتهای بهشت و زیباییهای آن میگذرم، اگر مرا در کوی تو ساکن کنند.
بار یار است ویار اغیار است
دوست با دشمن است ودشمن من
هوش مصنوعی: بار یار به دوش من است و محبت او به دیگران است. دوستی من با او و دشمنی من با کسانی که با او هستند، در تضاد است.
خط به گرد رخش امید آوخ
که خزان برد ره به گلشن من
هوش مصنوعی: امید دارم که خطی که بر صورت زیبایت نقش بسته، باعث خزان و کاسته شدن زیباییات نشود و راهی به گلشن من نداشته باشد.
زلف را حلقه حلقه چون زنجیر
کرده گویا برای گردن من
هوش مصنوعی: زلف او به شکل حلقههای زنجیر درآمده و به نظر میرسد که این زنجیر برای گردن من طراحی شده است.
برد دل از کف بلند اقبال
آن ستم پیشه ترک رهزن من
هوش مصنوعی: دل من به دست شخصی افتاده که با قساوت و بیرحمی رفتار میکند. این فرد با دسیسه و فریب، زندگیام را مختل کرده است.