برگردان به زبان ساده
پیش شمع عارضش پروانه می باید شدن
سوختن را ز آتشش مردانه می بایدشدن
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی چهرهاش، انسان باید مانند پروانهای باشد که برای رسیدن به نور شمع آماده سوختن است و این سوختن باید با شجاعت و اراده صورت گیرد.
خال جانان دانه است و زلف او دام بلا
مبتلای دام از آن دانه می باید شدن
هوش مصنوعی: خال محبوب مانند دانهای است و زلف او مانند دام گرفتارکنندهای است. گرفتار شدن در دام عشق، نیازمند آن دانهای است که خال محبوب به حساب میآید.
در نظر آیدچوزنجیری مرا گیسوی دوست
هستی ار عاقل دلا دیوانه می باید شدن
هوش مصنوعی: در نگاه من، گیسوی دوست مانند زنجیری است که مرا به خود میکشد. اگر عاقل باشی، باید دیوانه این محبت شوی.
تا مگر راهی به زلف آن صنم پیدا کنیم
لاجرم دلریش تر از شانه می بایدشدن
هوش مصنوعی: برای این که بتوانیم راهی برای رسیدن به زلف آن معشوق پیدا کنیم، ناچار باید دلهای زخمخورده و رنجیدهتری را تجربه کنیم.
بعد مردن چون زخاک ما کندگل کوزه گر
تا نهیمش لب به لب پیمانه می بایدشدن
هوش مصنوعی: پس از مرگ، وقتی که ما را از خاک بیرون میآورند، همچون گلی که یک سفالگر درست میکند، باید به شکلی قرار دهیم که لب هر کدام به لب دیگری برسد.
باده درجام وقدح ما راکفایت کی دهد
بر سر خم جانب میخانه می باید شدن
هوش مصنوعی: برای ما نوشیدنی در جام و لیوان کافی نیست، چه کسی میتواند ما را به بالای خم برساند؟ برای رسیدن به میخانه، باید راهی بسازیم.
چون بلنداقبال تا تعمیر را قابل شویم
از دل و جان سر به سر ویرانه می باید شدن
هوش مصنوعی: وقتی که خوشبخت و فرخنده در زندگی باشیم، به زودی میتوانیم به بازسازی و بهبود اوضاع بپردازیم. اما برای این کار باید از دل و جان درهم بشکنیم و تمام چشماندهیها و ناتوانیها را کنار بگذاریم.