برگردان به زبان ساده
همچو چشم آن صنم بی باده مستی می کنم
چون دهانش نیستم دعوی هستی می کنم
هوش مصنوعی: من مانند چشمان آن معشوق بیشراب مست و سرمستم، چون دهانش نیستم، اما در ادعای وجود، خود را توانا و باافتخار نشان میدهم.
نیستم آگه که کافر یا مسلمانم ولی
این قدر دانم که من دلبرپرستی می کنم
هوش مصنوعی: نمیدانم که آیا کافر هستم یا مسلمان، اما میدانم که عاشق و پرستندهی معشوقم.
خواست ترک چشم مست اوبرد دل از کفم
زلفش از من بردوگفتا پیشدستی می کنم
هوش مصنوعی: نگاه معشوقهام چنان جذاب و گیراست که قلبم را از دست دادهام و موهایش نیز مرا کاملاً مجذوب خود کرده است. او به من میگوید که میخواهد سریعتر عمل کند و مرا به تصرف خود درآورد.
گر شوم ماهی روم درقعر دریاها فرو
گویدم زلفش کجا جستی که شستی می کنم
هوش مصنوعی: اگر من ماهی شوم و در عمق دریاها غوطهور شوم، میپرسم زلف تو کجا رفته و من چطور میتوانم آن را بشویم.
گرچه از عشق رخش هستم بلند اقبال لیک
در رهش افتاده ام چون خاک پستی می کنم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه به خاطر عشق او خوشبختم و سرنوشت خوبی دارم، اما در مسیر او به خاطر عشق و ارادت، خودم را کوچک و حقیر میبینم.