برگردان به زبان ساده
می دهی درد سرم چند ای طبیب
درد ما را ، چاره باید ازحبیب
هوش مصنوعی: ای طبیب، چرا دردسر من را بیشتر میکنی؟ برای درمان درد من، باید به دوستی که مرا دوست دارد، رجوع کرد.
دستم از دامان وصلش کوته است
ای خدا یا وصل یا مرگ رقیب
هوش مصنوعی: دست من از رسیدن به او کوتاه است، ای خدا، یا من به وصال او برسم یا از شدت اشتیاق بمیرم.
روز و شب نالم ز عشق روی او
چون به گلشن در بهاران عندلیب
هوش مصنوعی: در طول روز و شب به خاطر عشق چهرهاش ناله میکنم، مانند بلبل که در بهار در باغ گل آواز میخواند.
نی عجب چشمش گر از من برد دل
چشمِ مستِ او ، بوَد عابد فریب
هوش مصنوعی: عشق و جذابیت چشمان او به قدری زیاد است که اگر از من دل ببرند، جای تعجبی ندارد، زیرا چشمان مست و غافلگیرکننده او توانایی این کار را دارند.
حیف کو دور از لب ودندان ماست
گو که به باشد زنخدانش ز سیب
هوش مصنوعی: حسرتانگیز است که او دور از لب و دندان ماست، هرچند که زیباییاش به اندازه سیب است.
یک نگه کرد و ز من ، شش چیز برد
دین و دل ، تاب و توان ، صبر و شکیب
هوش مصنوعی: نگاهی انداخت و از میانه زمان، شش چیز را با خود آورد: دین، دل، تاب و توان، صبر و شکیبایی.
می سزد از پی فراقش را وصال
چون فرازی دارد از پی هر نشیب
هوش مصنوعی: اینگونه میتوان گفت که برای رسیدن به وصال و نزدیکی به محبوب، باید تحمل جدایی و فراق را داشت؛ چراکه هر بالایی (فرازی) پس از هر پایینی (نشیب) خواهد آمد.
همچو من نبود بلنداقبال کس
گر وصال او مرا گردد نصیب
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند من در خوشبختی نیست، اگر وصال او نصیب من شود.