برگردان به زبان ساده
ریزم از بس خون زچشم اندرکنار
لاله زاری سازم اندر هر کنار
هوش مصنوعی: به خاطر سوگ و غم فراوانی که دارم، میتوانم به اندازهای اشک بریزم که در هر گوشه از باغ لالهای بسازم.
شدکنارم چشمه ساری زاشک چشم
تا زمن بگرفت آن دلبر کنار
هوش مصنوعی: چشمهای از اشک چشمم کنارم جاری شده و به خاطر گرفتاری که آن معشوق کنارم دارد، به گریه افتادهام.
از پی وصل نگاری سیمتن
رخ چو زردارم پر ازگوهر کنار
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وصال محبوبی با چهرهای همچون سیم، من همواره در قلبم پر از عشق و جواهرات گرانبها هستم.
من دگر آسوده دل خواهم نشست
با دلم آید نگارم گر کنار
هوش مصنوعی: من دیگر میخواهم با آرامش و خیال راحت استراحت کنم، به شرطی که معشوقم در کنارم باشد.
شانه کش بر زلف مشکین تا همی
پرکنم از مشک واز عنبر کنار
هوش مصنوعی: شانهام را بر موهای سیاهت میکشم تا از عطر خوش مشک و عطر دلانگیز عنبر سرزمین کنار پر کنم.
زاهدا با ما نشین پیمانه کش
خرقه وسجاده را نه برکنار
هوش مصنوعی: ای زاهد! با ما بنشین و از شراب به رهایی روح و دلی که در بند است، بهرهمند شو. لباس تقوا و زهد را کنار بگذار و از لذتهای واقعی زندگی غافل نشو.
دولت عشقم بلنداقبال کرد
ریخت از اشکم بسکه لؤلؤ درکنار
هوش مصنوعی: عشق من باعث شد که زندگیام رو به جلو برود و از چشمانم چون مروارید اشک جاری شد.