برگردان به زبان ساده
دیشب خیال چشم تومستم چنان نمود
کز من قرار وطاقت وهوش و خرد ربود
هوش مصنوعی: دیشب یاد چشمانت به قدری در جانم نفوذ کرد که تمام آرامش، شکیبایی و هوش و عقل را از من گرفت.
سر تا به پا ز آتش عشق تو تا به صبح
می سوختم چوشمعی وپیدا نبود دود
هوش مصنوعی: من تا صبح به خاطر عشق تو به شدت میسختم و مانند شمعی در حال سوختن بودم، اما هیچ دودی از من به چشم نمیخورد.
چشمم هر آنچه خون ز دلم می نمودکم
عشق رخ تو خون به دلم باز می فزود
هوش مصنوعی: چشمانم هر لحظه از درد دل به خون میافتاد، اما عشق تو باز هم بر دردهای دلم میافزود.
می بود خون دیده روان ازکنار من
مانند آب سیل که گرددروان به رود
هوش مصنوعی: چشمهای من از شدت اندوه اشک میریزند و این اشکها مانند آب سیل که به سمت رودخانه روان میشود، بیوقفه و فراوان جاری است.
مستحکم است رشته الفت هزار شکر
گر بگسلانم غم هجر تو تار وپود
هوش مصنوعی: رشته محبت ما بسیار قوی است، حتی اگر هزار بار شکر را بگسلانم، غم دوری تو همه چیز را ویران میکند.
چون من به عاشقی چو تو درحسن و دلبری
نه چشم کس بدیده ونه گوش کس شنود
هوش مصنوعی: زمانی که من به عشق و زیبایی تو نگاه میکنم، نه کسی دیگر را دیدهام و نه صدای کسی دیگر را میشنوم.
شاید که همچو من شود اقبال او بلند
هر کس که زنگ آرزو از لوح دل زدود
هوش مصنوعی: شاید روزی او هم به موفقیتهای بزرگ دست یابد، هر کسی که آرزوهایش را از دل خود پاک ساخته باشد.