برگردان به زبان ساده
آن سرو قد به سیر گل و لاله میرود
وز تاب می ز نسترنش ژاله می رود
هوش مصنوعی: سرو بلند به سمت گلها و لالهها میرود و از زیبایی و لطافتش، ریزش قطرات شبنم احساس میشود.
تا گل ز نسبت رخ تورنگ و بو گرفت
زاین رشک داغ ها به دل لاله می رود
هوش مصنوعی: وقتی که گل زیبایی چهره تو را با عطر خود همراه میسازد، این حس حسادت و داغی که در دل دارم به لالهها منتقل میشود.
حسن رخت فزون شده ازخط اگر چه ماه
ناقص شود زنور چو در هاله می رود
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات از خط و نشانهای طبیعی هم بیشتر است، حتی اگر ماه کامل نباشد و در هالهای پنهان شود.
کس ترک می به پیروی زاهد ار کند
چون سامری است کز پی گوساله می رود
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال نوشیدنی مستانه برود و به زهد و پرهیزگاری توجه نکند، مانند سامری است که به دنبال پرستش گوساله میدود.
از باده دو ساله خوری گر سه چار جام
یکباره از دلت غم صد ساله می رود
هوش مصنوعی: اگر از شراب دو ساله بنوشی، حتی اگر تنها سه یا چهار جام بهطور یکجا بنوشی، غم صد ساله از دلت بیرون میرود.
ای دل وصال اگر طلبی روز وشب بنال
کاری به پیش اگر رود از ناله می رود
هوش مصنوعی: ای دل، اگر به دنبال وصال و وصال عشقت هستی، تمام روز و شب ناله کن. اگر کاری قرار باشد پیش برود، تنها از طریق همین ناله و گریه است.
گر پیش شاهزاده رود این غزل ز من
همچون شکر بود که به بنگاله می رود
هوش مصنوعی: اگر این غزل من به دست شاهزاده برسد، همانند شکر است که به بنگاله میرود.
خوشتر بود ار عمر رود هر چه به سر زود
عمری که به تلخی گذرد گوبگذر زود
هوش مصنوعی: بهتر است عمر انسان سریع بگذرد، حتی اگر به سختی بگذرد، تا اینکه عمر طولانیتری داشته باشد که همراه با تلخی و ناخوشی باشد.
گر شب شب وصل است بگو روز نگردد
دیر است شب هجر شود هر چه سحر زود
هوش مصنوعی: اگر شب وصال باشد، پس بَگو که روز نمیآید و دیر میگذرد. شب جدایی به سرعت فرامیرسد و هر صبح زود میشود.
جان کرده بتم قیمت بوسی ز لب ای دل
جانی بده و بوسه ای از یار بخر زود
هوش مصنوعی: ای دل، جانم را فدای بوسهای از لب محبوب کن و زود بوسهای از او بخر.
جان کیست پیامی برد از من بر دلدار
وآرد سوی من از بر دلدار خبر زود
هوش مصنوعی: کیست که جانش را به خطر اندازد و پیام من را به محبوب برساند و خبر او را هم به من بیاورد؟
گفتی به نگاهی برم ازدست تودل را
تا خون نشده است از غم هجر تو ببر زود
هوش مصنوعی: گفتی با یک نگاه میتوانی دل را از دستم بگیری، تا زمانی که غم جداییات باعث نشده خون دل از من بریزد، زود این کار را انجام بده.
نزدیک شد از هجر که جانم رود از تن
جانی ز نو آید به تنم آئی اگر زود
هوش مصنوعی: با نزدیک شدن به غم دوری، حس میکنم جانم از بدنم جدا میشود. اگر تو زودتر برگردی، جان تازهای به وجودم خواهد آمد.
ای دل اگر اقبال بلند است تو را باز
آن ترک سفر کرده بیاید ز سفر زود
هوش مصنوعی: ای دل، اگر بخت و خوشاقبالی به تو روی آورده، زود منتظر باش که آن محبوب دور شدهات به زودی از سفر بازمیگردد.