برگردان به زبان ساده
همت از هر دو جهان جست و ز دل در نگذشت
موج بگذشت ز دریا و ز گوهر نگذشت
هوش مصنوعی: کوشش و اراده انسان از هر دو جهان خیلی بالاتر و بزرگتر است، اما امواج دریا میگذرد و به عمق گوهر نمیرسد.
آمد و رفت نفس،گرد پی یکتاییست
کس درین قافله از خویش مکرر نگذشت
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ انسانها مثل نفسهایی است که میآیند و میروند. در این مسیر زندگی، هرکس تنها بر سر یکتایی و وجود خود در تلاش است و هیچکس نتوانسته است از ذات خود دور شود و بارها و بارها با خود مواجه شده است.
شمع بر سر همه جا دامن خاکستر داشت
سعی پرواز ضعیفان ز ته پر نگذشت
هوش مصنوعی: شمع در هر جا که بود، دامنش پر از خاکستر بود و تلاش مرغهای ضعیف نتوانست از ته خاکستر بگذرد.
ختمگردید به بیمار وفا شرط ادب
ما گذشتیم ولی ناله ز بستر نگذشت
هوش مصنوعی: عرفان و احساسات عاشقانه، همچنین اشاره به این موضوع که حتی در پایان یک رابطه یا زمانی که عشق و وفا به پایان میرسد، درد و اندوه هنوز در دل باقی میماند و انسان نمیتواند به راحتی از آن رهایی یابد. با وجود گذشتن از شرایط سخت، آثار آن هنوز احساس میشود و نالههای دل همچنان ادامه دارد.
هرزهدو بود طلب، قامت پیری ناگاه
حلقه گردید که میباید ازین در نگذشت
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی انسان به دنبال چیزی بیفایده و بیمعنا باشد، ناگهان با مشکلات و محدودیتهای زندگی روبرو میشود که باید از آنها دوری کند و از مسیر نادرست خود بازگردد.
پستی طالع شمعمکه به صحرای جنون
آب آیینه پلی داشت سکندر نگذشت
هوش مصنوعی: برخوردار از سرنوشت بدی هستم که در زمان جنون و دیوانگی، شمعی در دلم وجود دارد. اما سکندر، که دلیری و قدرتش مشهور است، هیچوقت از آنجا عبور نکرد.
حرص مشکل که ره فهم قناعت سپرد
آب آیینه پلی داشت سکندر نگذشت
هوش مصنوعی: حرص و روم پرستی باعث میشود که انسان نتواند به درستی معنای قناعت را درک کند. سکندر، با وجود داشتن امکانات و ثروت فراوان، به خود اجازه نداد از روی تلخی و طمع به راحتی عبور کند و این نشاندهنده اهمیت رضایت و قناعت است.
روش معدلت از گردش پرگار آموز
که خطش گر همه کج رفت ز محور نگذشت
هوش مصنوعی: طرز سازش و توافق را از چرخش پرگار بیاموز؛ زیرا اگرچه خط ممکن است کج برود، اما هرگز از محور خارج نمیشود.
طاقت غرهٔ انجام وفا ممکن نیست
ناتوانیست که از پهلوی لاغر نگذشت
هوش مصنوعی: تحمل فریبندگی وفا و پایبندی به وعدهها برای کسانی که ناتوان هستند دشوار است، مثل این که نمیتوانند از کنار کسی که ضعیف و لاغر است به راحتی عبور کنند.
شرر کاغذ آتش زدهام سوخت جگر
آه از آن فرصت عبرت که به لنگر نگذشت
هوش مصنوعی: من کاغذی را آتش زدم که مانند شعله، جگر مرا سوزاند. آه از آن فرصت عبرتی که از دست رفته و به مقصد نرسید.
بر خط جبههٔ ماکیست نگرید بیدل
زین رقمکلک قضا بیمژه ی تر نگذشت
هوش مصنوعی: بر روی جبههٔ ماکیست نگاهی نیفکن، بیدل! اینگونه، تقدیر بیهیچ کم و کاستی عبور کرده است.