برگردان به زبان ساده
نیشی تا علم همت عنقا برداشت
کلهی بود که ما را ز سرما برداشت
هوش مصنوعی: یک طعنه یا کنایه به شخصی که از علم و دانش خود به خوبی استفاده کرده و به موفقیت رسیده است، و در واقع اشاره به این دارد که پیشرفت و توانایی افراد میتواند آنها را از مشکلات و چالشها نجات دهد.
ازگرانباری این قافلهها هیچ مپرس
کوه یک نالهٔ ما بر همه اعضا برداشت
هوش مصنوعی: از بار سنگین این کاروانها نپرس، زیرا کوه هم صدای نالهٔ ما را به همه جا میرساند.
وصل مقصد چهقدر شکر طلب میخواهد
شمع اینجا نتوانست سر از پا برداشت
هوش مصنوعی: پیوند با هدف چقدر شکرگزاری لازم دارد، اما شمع اینجا حتی نتوانست از جا بلند شود.
زندگی فرصت درس شرر آسان فهمید
منتخب نقطهای از نسخهٔ عنقا برداشت
هوش مصنوعی: زندگی یک فرصت است که در آن میتوان به سادگی درسی از چشمهای بیپایان و با ارزش گرفت، انگار که از یک نقطه خاص اطلاعاتی با ارزش استخراج میشود.
تا نفس هست ازین دامگه آزادی نیست
تهمتی بود تجرد که مسیحا برداشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی هست، آزادی واقعی وجود ندارد. تهمتی به تجرد و دوری از دنیا وجود دارد که مسیحا نیز آن را برطرف کرد.
یک سر و این همه سودا چه قیامت سازیست
حق فرصت نفسی بود اداها برداشت
هوش مصنوعی: یک فکر و یک دغدغه بزرگ به چه تغییر و تحولی منجر میشود! حقیقت این است که فرصتی برای نفس کشیدن هست که باید به درستی از آن استفاده کنیم.
دوری فطرت از اسرار حقیقت ازلیست
گوهر این عقده جاوید ز دریا برداشت
هوش مصنوعی: دوری از حقایق بنیادی و ازلی، نتیجهی طبیعی فطرت انسان است. در این میانه، راز و گوهر این مشکل جاودانه از دریا گرفته شده است.
اوج قدر همه بر ترک علایق ختم است
آسمان نیز دلی داشت ز دنیا برداشت
هوش مصنوعی: در نهایتِ ارزش و مقام، همه چیز به رها کردن وابستگیها وابسته است. حتی آسمان نیز دل بر دنیا گذاشت و از آن کنارهگیری کرد.
دور پیمانهٔ خودداری ما آخر شد
امشب آن قامت افراخته مینا برداشت
هوش مصنوعی: امشب، ما دیگر نمیتوانیم خودمان را کنترل کنیم و به خاطر آن خوش اندام و زیبا، از دود و نوشیدن مایعات لذت خواهیم برد.
زین خرامی که غبارش همه اجزای دل است
خواهد ایینه سر از راه تو فردا برداشت
هوش مصنوعی: از این ناز و زیبایی که تمامی دل را تحت تأثیر قرار داده است، فردا آینهای خواهد بود که به خاطر تو از مسیرش برمیدارد.
تیغ بیداد تو بر خاک شهیدان وفا
سرم افکند به آن ناز که گویا برداشت
هوش مصنوعی: تیغ ظلم تو بر روی زمین شهیدانِ وفادار افتاده و من به خاطر لطافت و زیباییات سرم را به خاک گذاشتم.
سیر این انجمنم وقفگدازیست چو شمع
بار دوش مژه باید به تماشا برداشت
هوش مصنوعی: من در این جمع به مانند شمعی هستم که در حال ذوب شدن است و باید مانند مژهای با احتیاط و توجه به تماشا بایستم.
چقدر عالم بیدل به خیال آمدهایم
هرکه بر ما نظری کرد دل از ما برداشت
هوش مصنوعی: چقدر ما در آرزوهای خود غرق شدهایم؛ هر کسی که به ما نگاه کرد، دلش را از ما جدا کرد.