برگردان به زبان ساده
بیساز انفعال سراپای من تهیست
چون شبنم ازوداع عرق جای من تهیست
هوش مصنوعی: وجود من به شدت خالی و بیحالت است، مثل شبنم که هنگام وداع ناپدید میشود و جایی برای خود باقی نمیگذارد.
نیرنگ عالمی به خیالم شمردهگیر
صفر ز خودگذشتهام اجزای من تهیست
هوش مصنوعی: در دنیای فریبنده، به خیال خودم تنها به صفر رسیدهام و احساس میکنم که از خود گذشتهام، زیرا جزئی از وجودم دیگر پر نیست.
رنگی ندارد آینهٔ مشرب فنا
ازگرد خوا دامن صحرای من تهیست
هوش مصنوعی: آینه دنیای فنا رنگ و بویی ندارد و از گرد و غبار دنیا، دامن وجود من خالی و تهی است.
دل محو مطلق است چه هستیکجا عدم
از هرچه دارد اسم معمای من تهیست
هوش مصنوعی: دل به طور کامل در نیستی غرق شده است؛ پس وجود چه معنایی دارد؟ از هر چیزی که نامش را میبرند، راز من خالی و تهی است.
چون صبح بالی از نفس سرد میزنم
عمریست آشیانهٔ عنقای منتهیست
هوش مصنوعی: هر صبح با نفس سردی که میزنم، میفهمم که مدتهاست مکان امن و آرامش من خالی است.
از نقد دستگاه زیانکار من مپرس
امروز من چوکیسهٔ فردای من تهیست
هوش مصنوعی: امروز حال من خوب نیست و از مشکلاتم نپرس، زیرا من مثل کیسهای هستم که خالی شده و چیزی برای ارائه ندارم.
چون پیکر حبابم از آفت سرشتهاند
از مغز عافیت سر بیپای من تهیست
هوش مصنوعی: من همچون حبابی هستم که از آسیبها ساخته شدهام، و از سرشت آرامش، بیسر و سامانم.
یارب نقاب کس ندّرد اعتبار پوچ
از یک حباب قالب دریای من تهیست
هوش مصنوعی: ای خدا، هیچ کس را نمیگذارم که اعتبار من را با چیزهای بیارزش خدشهدار کند. وجود من مانند حبابی است که از عمق دریای وجودم خالی است.
تاکی فروشم از عرق شرم جام عذر
چشمش خمار دارد و مینای منتهیست
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید به خاطر شرم و خجالت، شراب را بفروشم؟ چشم او مست و خمار است، اما من دیگر چیزی برای نوشیدن ندارم.
بیدل سرمحیط سلامت چه موج وکف
تا او بجاست جای تو و جایمنتهیست
هوش مصنوعی: در دنیای سلامت و آرامش، وقتی تو در کنار من هستی، تمام هیاهو و درهم برهمی که surrounds ما وجود دارد، بیاهمیت میشود. وجود تو همه چیز را کامل میکند و بدون تو، همه چیز خالی و بیمحتواست.