برگردان به زبان ساده
خلق را بر سرهر لقمه ز بس سرشکنیست
ناشتاگر شکنی قلعهٔ خیبر شکنیست
هوش مصنوعی: انسانها به خاطر هر لقمهای که در سفره دارند، به شدت تلاش و کوشش میکنند. این تلاش و زحمت به اندازهای است که میتوانند شکستهای بزرگ و سخت را نیز تحمل کنند و بر آنها غلبه کنند.
مگذر از ذوق حلاوتکدهٔ محفل درد
نالهپردازی نی عالم شکرشکنیست
هوش مصنوعی: از لذتهای محفلها و جشنها بگذر، زیرا این مکانها برای ابراز درد و ناله نیستند. در حقیقت، در این دنیا ناله و گلایه فقط به مفهوم شکایت از نعمتها و خوشیهاست.
نفس از ضبط تپش معنی دل میبندد
گوهرآرایی این موج به خود درشکنیست
هوش مصنوعی: نفس به خاطر تپشهای قلب، به معنای درون وابسته میشود. زیبایی و زینت این موج، شکستن آنچه را که در دل داریم، به تصویر میکشد.
صد قیامتکده در پردهٔ حیرت داریم
مژه برهم زدن ما صف محشر شکنیست
هوش مصنوعی: ما در دنیای پر از حیرت و شگفتی چنان غرق شدهایم که اگر چشمانمان را هم بزنیم، به نوعی صفی برای روز قیامت را میشکنیم.
سخت کاریست که باکلفت دل ساختهایم
زنگ آیینه شدن سد سکندر شکنیست
هوش مصنوعی: ساختن دل محکم و استوار کار دشواری است، زیرا تبدیل شدن به شیشه و آیینه، مانند شکست دادن سد سکندر است.
می برد سعی فنا تنگی از آغوش حباب
وسعت مشرب ما تابع ساغر شکنیست
هوش مصنوعی: تلاش نابودی (فنا) باعث میشود که محدودیتهای این دنیا مانند آغوش حباب، کمرنگتر شود و وسعت وجود ما تحت تأثیر شرابنوشی و تجربههای خوشگذرانی قرار گیرد.
آرزو حسرت مژگان که دارد یارب
که نفس در جگرم بیخود نشتر شکنیست
هوش مصنوعی: آرزو و حسرت چشمان من، که ای کاش تو بدانی چه درد و عذابی در دل من است؛ این حسرت به شدت به قلبم آسیب میزند و مرا آزار میدهد.
محوکن عرضمال و دل روشن دریاب
صافی آینه، آیینهٔ جوهر شکنیست
هوش مصنوعی: مال و ثروت را فراموش کن و با دل روشن به زندگی نگاه کن؛ زیرا آینهای که صاف و شفاف است، نشاندهنده خلوص و حقیقتی است که در وجود انسان نهفته است.
ترک جمعیت دل سخت ندامت دارد
بحریکسر عرق خجلتگوهر شکنیست
هوش مصنوعی: دل ترک کردن جمعیت باعث پشیمانی سختی میشود، زیرا در دل انسان خجالت و عرق ریختن به خاطر شکست امیدها و آرزوها وجود دارد.
بیدل ازخویش به جز نفی چه اثباتکنیم
رنگ را شوخی پرواز همان پر شکنیست
هوش مصنوعی: چیزی جز نفی خود را نمیتوانیم از خود نشان دهیم. رنگ و جلوه زندگی تنها تظاهر و بازی پرواز است که در واقع اشاره به شکست و رهایی از بندها دارد.