برگردان به زبان ساده
مستعرفان را شراب دیگری درکار نیست
جز طواف خویش دور ساغری درکار نیست
هوش مصنوعی: عرفانپیشگان دچار مستیای هستند که تنها به دور خود بچرخند و از هیچ چیز دیگر جز حافظه و وجود خود لذت ببرند.
سعی پروازت چو بوی گل گر از خود رفتن است
تا شکست رنگ باشد شهپری در کار نیست
هوش مصنوعی: اگر برای پرواز کوشش کنی و خود را فراموش کنی، مانند بوی گل خواهی بود. در این حالت، دیگر هیچ پرندهای وجود نخواهد داشت که بتواند رنگین کمانی را شکسته کند.
سوختن چون شمع اوج پایهٔ اقبال ماست
داغ مظور است اینجا اختری در کار نیست
هوش مصنوعی: سوختن مانند شمع، نشانهای از اوج موفقیت و خوشبختی ماست. در اینجا، نشان از عشق و غم وجود دارد و اثری از ستارهای خوشحال نیست.
صبح را اظهار شبنم خنده دنداننماست
سینهچاک شوق را چشم تری درکار نیست
هوش مصنوعی: صبح با لبخند شبنم، خود را نشان میدهد و نیازی به اشک و غم برای کسی که دلش پرشور است، نیست.
خفت وتمکینحجاب نشئهٔ وارستگیست
بحر اگر باشی حباب و گوهری در کار نیست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خواب و سستی انسان باعث میشود تا از حالت آزادگی دور شود. اگر انسان به عمق وجود خود پی ببرد، به مانند بادی که بر سطح دریا میوزد، ناچیز و بیاهمیت خواهد بود. برعکس، اگر در درون خود به جواهر وجودی خود آگاه شود، دیگر جایگاهش به حبابی نسبت به دریا محدود نمیشود و ارزشی فراتر پیدا خواهد کرد.
شانه گر مشاطهٔ زلفت نباشد گو مباش
دفتر آشفتگی را مسطری در کار نیست
هوش مصنوعی: اگر آرایشگری برای شانه زدن موهایت نباشد، پس در حالتی که موهایت آشفته و نامرتب است، نیازی به نوشتن یادداشت و برنامهریزی برای ساماندهی آنها نیست.
آتش خورشید را نبود کواکب جز سپند
حسنچون سرشار باشد زیوریدرکار نیست
هوش مصنوعی: خورشید را در آتش نمیتوان دید، مگر با زیبایی و جذابیت، چون زینتی که در کارهایش وجود دارد.
شعلهها در پرده سعی جهان خوابیده است
گر نفس سوزدکسی آتشگری درکار نیست
هوش مصنوعی: شعلهها در پس پرده کوشش و تلاش عالم نهفتهاند و اگر کسی به نفس خود دامن بزند، هیچ آتشزنی در کار نیست.
اضطراب دل ز هر مویم چکیدن میکشد
چون رگ ابر بهارم نشتری در کار نیست
هوش مصنوعی: دل من به شدت مضطرب است و از هر مویی که دارم، نگرانی و اضطراب میچکد. مانند رگهای ابر در بهار، هیچ چیز نمیتواند این ناراحتی را تسکین دهد.
عالم عجز است اینجا جاه کو، شوکت کدام
تا توانی نالهکن کر و فری در کار نیست
هوش مصنوعی: در این دنیا، همه جا ناتوانی و کمتوجهی وجود دارد و هیچ نشانهای از شکوه و عظمت نیست. تا زمانی که نتوانی با صدای بلند فریاد بزنی و اعتراض کنی، هیچ خبری از تغییر و بهبود نخواهد بود.
خشت بنیاد تو بر هم چیدن مژگان بس است
در تغافلخانه، بام و منظری درکار نیست
هوش مصنوعی: با نگاهی به مژگان تو، میتوانم سکوت دنیای غفلت را بشکنم و نیازی به سقف و دیدن افقهای دور نیست.
زهد و تقوا همخوش است اما تکلف بر طرف
درد دل را بندهام دردسری در کار نیست
هوش مصنوعی: پرهيزكاری و پرهیز از گناه خوب است، اما ریاکاری و ظاهر نمایی فایدهای ندارد. من به درد دل خود واقفم و هیچ مشکلی برایم وجود ندارد.
حرص قانع نیست بیدل ورنه از ساز معاش
آنچه ما درکار داریم اکثری در کار نیست
هوش مصنوعی: اگر حرص و طمع وجود نداشت، بیدل، ما میتوانستیم به سادگی از وسایل و امکانات زندگی لذت ببریم. اما در واقع، آنچه که ما در این دنیا به دنبال آن هستیم، در واقع چیز زیادی نیست و بسیاری از آن چیزها در دسترس ما قرار دارند.