برگردان به زبان ساده
عمریست بهچشمم ز نم اشک اثر نیست
ای دل تو کجایی که غبارت به نظر نیست
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در چشمانم اثر اشک دیده نمیشود، ای دل، تو کجایی که نشانهای از تو در نظر نیست؟
محرومی غفلت نظری را چه علاج است
خلقیست درین خانه برون در و در نیست
هوش مصنوعی: غفلت و نادانی چیست و راه چارهاش کجاست؟ در این خانهای که درِ آن به روی ما بسته است، باید به خلق و مردم توجه کنیم که در حال زندگی در بیرون هستند.
وهم آینهٔ خلق به زنگارگرفتهست
گر چشمگشایی مژهات پیش نظر نیست
هوش مصنوعی: تصوراتی که از دیگران داریم، تغییر یافته و پوشیده شدهاند. اگر چشمانت را باز کنی، ممکن است نتوانی آنچه را که واقعاً در برابر توست ببینی.
طاث همه را در دم شمشیر نشاندهست
تا سینه درین معرکه باقیست سپر نیست
هوش مصنوعی: همه در این نبرد با شمشیر روبهرو هستند و تا زمانی که سینه در این میدان وجود دارد، از هیچ حفاظتی برخوردار نیستند.
با لعل بتان سهل مدان دعوی یاقوت
کم نیست دم لاف همان را که جگر نیست
هوش مصنوعی: هرگز نباید برای زیبایی و ارزش لعل و گوهرهای زینتی کم اهمیت و سهل بپنداری؛ چرا که کسانی که واقعا درک و احساس عمیقی ندارند، فقط در حرف خود را صاحب ارزشها و زیورآلات میدانند، ولی در عمل چیزی ندارند.
تشویش تردّد مکش از فکر میانش
دست تو گر اینخا نشود حلقه کمر نیست
هوش مصنوعی: درباره این وضعیت نگران نباش و از فکر کردن به آن دوری کن. اگر در اینجا موفق نشوی بر قید و بندهای این مشکل غلبه نخواهی کرد.
بی دردی ما زبر فلک سخت غریب است
در خانهٔ دودیم و کسی را مژه تر نیست
هوش مصنوعی: زندگی بدون درد و رنج ما در زیر آسمان، بسیار عجیب و غریب است. ما در خانهای پر از دودی زندگی میکنیم و هیچکس نیست که حتی یک قطره اشک بریزد.
امید فنا نیز درین بزم فضولیست
این شمع در اینجا همه شام است و سحر نیست
هوش مصنوعی: در این مهمانی، امیدی به فنا و زوال وجود دارد. این شمع که روشن است، در واقع همواره شب را به یاد میآورد و صبحی در کار نیست.
چون شیشهٔ ساعت به فسونخانهٔ گردون
زبر قدم آن خاک نیابی که به سر نیست
هوش مصنوعی: اگر شیشهٔ ساعت را در دستان خود داشته باشی، ولی در جستجوی ریسمان یا نقشهای برای هدایت زمان نباشی، هیچگاه نمیتوانی آن خاک را پیدا کنی که نشان دهد در کجا قرار دارد. دلایلی که ما را از حقیقت و زمان دور میکنند، جستجوی بیفایدهای است.
معیار برومندی این باغ گرفتیم
سرها به سر دار رسیدهست ثمر نیست
هوش مصنوعی: در این باغ، معیار و نشانه رشد و پرباری، سرهایی است که به اوج رسیدهاند و این نشان میدهد که زمان رسیدن میوهها فرارسیده است، اما هنوز ثمر و نتیجهای دیده نمیشود.
جان و جسد عشق و هوس جمله سراب است
کس نیست کند فهم که هستی چقدر نیست
هوش مصنوعی: عشق و آرزوها مانند سرابی هستند که در واقعیت وجود ندارند. هیچکس نمیتواند درک کند که وجود، چه اندازه در واقع عدم است.
ایگرد پر افشان سحر در چه خیالی
چین کن زه دامن که گریبان دگر نیست
هوش مصنوعی: ای گرد و غبار صبحگاهی، در چه فکری هستی؟ چین و چروکی در دامن به وجود میآوری، در حالی که دیگر چیزی برای جلب توجه وجود ندارد.
نامحرم پرواز فنایم چه توان کرد
چون رنگ پری دارم و سر در ته پر نیست
هوش مصنوعی: در برابر محرم و آشنایان، من در حالتی از فنا و نابودی قرار دارم. چه کاری میتوانم انجام دهم وقتی که چهرهام زرد و رنگ پریده است و درونم خالی و بیمحتواست؟
بیدل اگر این است سر و برگ شعورت
هرچند به آن جلوه رسی غیر خبر نیست
هوش مصنوعی: اگر اینگونه است که تو با شعور و استعداد خود جلوهگری میکنی، باید بدان که هر قدر هم درخشان و چشمنواز باشی، هنوز از خبر و آگاهی دور نیستی.