برگردان به زبان ساده
اجابتی ندمید از دعایکس به دو دست
مگر سبو شکندگردن عسس به دو دست
هوش مصنوعی: هیچ کس به دعای دیگران پاسخ نمیدهد مگر اینکه دستش را محکم به دو طرف بزند، مانند سبویی که با فشار شکسته میشود و گردن نگهبان را میشکند. این به این معناست که برای تحقق خواستهها یا دعاها، باید تلاش و اقدام جدی صورت گیرد.
ز عجز ساختهام با هوای عالم پوچ
منو دلیکه چو دندانگرفته خس بهدو دست
هوش مصنوعی: به خاطر ناتوانیام، با وجود دنیای بیارزش، دل مثالی شبیه به دندانهای گاز گرفته از عشقم را در دستانم نگه داشتهام.
ز رمز حیرت آیینه، حسن غافل نیست
ستادهام ز دل ساده ملتمس به دو دست
هوش مصنوعی: من از زیبایی آینه شگفتزده شدهام و با دل سادهام به دو دست خود چنگ زدهام، در حالی که غفلت را نادیده میگیرم.
دو برگ گل ز سراپای من جنون دارد
کشیدهام سویخود دامنت ز بس به دو دست
هوش مصنوعی: دو برگ گل از تمام وجود من دیوانگی میبارد. به خاطر این که با دستهای خودم به سمت تو کشیدهام، دامنت را به زحمت گرفتهام.
بهگوش دل نتوان زد نوای ساز رحیل
چو ناقهگر همهبربندیاش جرسبهدو دست
هوش مصنوعی: دل نمیتواند صدای ساز جدایی را بشنود، همانطور که چوپان نمیتواند در حالی که تمام بندهای حیوانش را به دست دارد، صدای زنگوله را بشنود.
هوس نمیبرد از خلق ننگعریانی
تو هم بپوش دمیچند پیشوپس به دو دست
هوش مصنوعی: به خاطر نداشتهها و رفتارهای مردم، شاید بتوانی لحظهای از زندگیات را با پوشش بگذرانی و از خودت محافظت کنی.
به دستگاه جهان غرورپا زدهگیر
مچسب هرزه بر این دامن هوس به دو دست
هوش مصنوعی: به دنیای پیچیده و با عظمت احساسات خود مغرور نشوید و به دنبال لذتهای بیثمر نروید.
مآل کوشش امکان ندامت است اینجا
نبرد پیش جز افسوس هیچکس به دو دست
هوش مصنوعی: هر نتیجهای که از تلاشها به دست میآید، در نهایت به پشیمانی منجر میشود. در اینجا، در نبرد با مشکلات، جز حسرت برای کسی باقی نمیماند.
مباد جیب قیامت درد تظلم دل
گرفتهایم چو لب دامن نفس به دو دست
هوش مصنوعی: نگذار که روز قیامت، فشار درد و ناراحتی را تجربه کنیم. ما در این دنیا هم به خاطر رنج و غم دل، چیزی را در دستان خود گرفتهایم که به شدت نیاز داریم.
اشاره میکند از ننگ احتیاج بهگور
بهگاه جوع زمینکندن فرس به دو دست
هوش مصنوعی: این بیت به از خود گذشتگی و سختیهایی اشاره دارد که انسانها در شرایط دشوار و نیازمندی تجربه میکنند. وقتی به جایی میرسند که به خاطر گرسنگی، ناچار به کارهای طاقتفرسا میشوند، نشاندهندهی افتخاری است که بر انسان مینشیند و ننگی که از نیاز و فقر به وجود میآید. منظور این است که در چنین شرایطی، انسان برای بقا و سیر کردن خود، مجبور به انجام کارهایی میشود که ممکن است با غرور و شأن اجتماعیاش در تضاد باشد.
چو صبح میروم از دامگاه الفت وهم
زگرد بال پریشان همان قفس به دو دست
هوش مصنوعی: هنگامی که صبح از آشیانهام میروم، در حالی که پرهای پریشانم را میبینم، همان قفس را با دستانم در بر میگیرم.
درین ستمکده بال هوس مزن بیدل
نگاهدار سر خویش چون مگس به دودست
هوش مصنوعی: در این مکان پر از ظلم و ستم، دلت را به آرزوها نبند و خودت را حفظ کن، مثل مگسی که به دور دود نمیچرخد.