برگردان به زبان ساده
سر هرکس زگلی پر زده است
گل ندانست چه برسر زده است
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و ظرافتی توجه کند، نمیداند که چه چیزی را به دست آورده و چه اثراتی در زندگیاش دارد.
گر بوذ آینه منظور بتان
چشم ما هم مژه کمتر زده است
هوش مصنوعی: اگر آینه وجود داشته باشد که نشان دهد کسانی که برای ما محبوبند، چشمهای ما هم به اندازهای که باید، زیبا و کمنقص نیستند.
لغز میکده عجز رساست
پای پر آبله ساغر زده است
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که شخصی که در پی لذت و شادی است، با وجود داشتن مشکلات و نقصها، همچنان در تلاش برای رسیدن به خوشی و نشئگی است. این تصویر به ما نشان میدهد که حتی با وجود چالشها و دشواریها، انسان میتواند به دنبال آرزوهای خود برود.
بیرخش نام تماشا مبرید
بو نکاهم مژه نشنر زده است
هوش مصنوعی: اگر چهرهات را نشان ندهی، نام تماشا را از یاد ببر، چرا که نگاه من سرشار از زیباییهاست و پلکهایم به شوق دیدن تو گشوده شدهاند.
با دل جمع همان میسوزم
شعله اینجا در اخگر زده است
هوش مصنوعی: با ایمان و اراده قوی، همین طور میسوزم؛ آتش اینجا در دل خاکستر روشن شده است.
شمع گر سیرگریبان دارد
فال پروانه ته پر زده است
هوش مصنوعی: اگر شمعی در خود اندوه و غم داشته باشد، پروانه دلش را به سمت آن میکشد و در تلاش است تا به آن نزدیک شود.
تا رهی واشود ز قد دوتا
زندگی حلقه بر این در زده است
هوش مصنوعی: تا زمانی که راهی برای گشودن زندگی پیدا شود، دو زندگی به خاطر این در به هم بسته شدهاند و بر در کوبیدهاند.
شوفم از نبامهبران مببتغنیست
رنگ ما پر به کبوتر زده است
هوش مصنوعی: در این بیت به رنگ و جلا و زیبایی اشاره شده است که نشاندهندهای از خوشی و شوق درون است. این رنگ به مانند کبوتر، نماد آزادی و پرواز و زندگی است و به نوعی حس امید و شادابی را منتقل میکند.
گره دل ز که جوید ناخن
دستهای همه قیصر زده است
هوش مصنوعی: دل در جستجوی محبت و فهم است و این تلاش به دستهای کسانی که در مقام قدرت هستند، همواره لطمه میخورد. در واقع، این اشاره به این دارد که احساسات ما غالباً تحت تأثیر قدرتها و نفوذهایی قرار میگیرد که به نوعی بر زندگی ما تاثیرگذارند.
نالهگر مشق جنون میخواهد
شش جهت صفحهٔ مسطر زده است
هوش مصنوعی: کسی که مشغول ناله و فریاد است، در پی بیان احساساتش به هر سو و جهتی تلاش کرده و صفحهٔ زندگیاش را با التهابات و جنون پر کرده است.
غافل از طعن کس آگاه نشد
بر رگ مرده که نشتر زده است
هوش مصنوعی: کسی که از نکوهش و سخن چینی دیگران بیخبر است، متوجه نمیشود که چاقوی تیز بر رگ فرد مردهای فرود آمده است.
ناکجا زحمت امید بریم
نفس این بال مکرر زده است
هوش مصنوعی: ما در جایی نامعلوم و بیهدفی از زحمت و امید پرهیز میکنیم، چرا که این نفس ما بارها و بارها بالهایش را گشوده است.
نیست آتش که زجا برخیزد
دل بیمار به بستر زده است
هوش مصنوعی: آتش نمیتواند از جای خود برآید، همانطور که دل بیمار در بستر آرام گرفته است.
فقر آزادی بیساختهایسث
کوتهی دامن ما بر زده است
هوش مصنوعی: فقر موجب شده است که دامنهی آزادی ما به شدت محدود شود.
این سخن نیست که یاران فهمند
عبرت ازبیدل ما سر زده است
هوش مصنوعی: این جمله نشان میدهد که سخنانی که ما در دل داریم، ممکن است برای دوستان و نزدیکانمان قابل فهم نباشد و آنها نتوانند از حال و احساس ما عبرتی بگیرند.