برگردان به زبان ساده
هرکجا وحشتی از آتشم افروخته است
برق در اول پرواز نفس سوخته است
هوش مصنوعی: هرجا که نشانی از شوق و هیجان وجود داشته، آتش در دل من برافروخته شده و در آغاز پرواز، نفسام به تندی سوخته است.
چه خیال است دل از داغ تسلیگردد
اخگری چشم به خاکستر خود دوخته است
هوش مصنوعی: دل از عواطفی که دارد نمیتواند رنج و غم خود را فراموش کند، چرا که چشمانش به یاد گذشته و سوختههایش دوخته شده است.
لاف را آینهپرداز محبت مکنید
به نفس هیچکس این شعله نیفروخته است
هوش مصنوعی: هیچکس را به خاطر سخنپراکنی عشق و محبت سرزنش نکنید، زیرا هیچکسی نتوانسته این احساسات را برافروخته کند.
نتوان محرم تحقیق شد از علم و عمل
و ضعها ساخته و ما و من آموخته است
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به عمق حقیقت پیببرد، زیرا علم و عمل به تنهایی کافی نیستند و همه چیز را من و تو آموختهایم.
پاس اسرار محبت به هوس ناید راست
شمع بر قشقه و زنار چها سوخته است
هوش مصنوعی: رازداری و نگهداری اسرار عشق به راحتی و به خواستههای زودگذر نباید سپرده شود. مانند شمعی که در برابر قشری از رشته و بند روشن است، نمیتوان گفت چه چیزهایی را دچار سوختگی کرده است.
ای نفس مایه دکانداری غلفت تا چند
آسمان جنس سلامت به تو نفروخته است
هوش مصنوعی: ای نفس، تو که همواره در غفلت به سر میبری، تا کی به این حالت ادامه خواهی داد؟ تا به امروز، آسمان به تو سلامتی و خوبیهایی را عرضه کرده است که هنوز آنها را نپذیرفتهای.
از قماش بد و نیک دو جهان بیخبریم
چون حیا پیرهن ما نظر دوخته است
هوش مصنوعی: ما از خوب و بد دنیا بیخبر هستیم چون حیا مانند یک پیراهن بر تن ماست و ما را تحت نظر دارد.
ذرهایی نیست که خورشید نمایی نکند
گرد راهت چقدر آینه اندوخته است
هوش مصنوعی: هیچ ذرهای وجود ندارد که خورشید درخششش را بر آن نتابد و گرد راهت چقدر آینه برای انعکاس نور جمع کرده است.
گر نه بیدل سبق از مکتب مجنون دارد
اینقدر چاک گریبان زکه آموخته است
هوش مصنوعی: اگر بیدل از مکتب مجنون درس نگرفته بود، اینقدر آسیبدیده و رنجور نمیبود؛ مشخص است که او از جایی آموخته که چطور باید اینگونه دلشکسته باشد.