برگردان به زبان ساده
عجز بینش با تعلقهای امکان آشناست
اشک ما تا چشم نگشودن به مژگان آشناست
هوش مصنوعی: ناتوانی در درک، با محدودیتهای موجود ارتباط دارد و اشکهای ما قبل از اینکه چشمانمان را باز کنیم، با مژگان به خوبی آشنا هستند.
امتحانگاه حوادث بزم افلاس است و بس
سرد و گرم دهر با آغوش عریان آشناست
هوش مصنوعی: جایگاه آزمایش و تجربه، دنیای سختیها و فقر است و تنها همین. دمای زندگی با تمام تلخی و شیرینیهایش به ما نزدیک است، بدون هیچ پوشش و پنهانی.
گرد ما ننشست جز در دامن زلف بتان
هر کجا بینی پریشان با پریشان آشناست
هوش مصنوعی: گرد ما نمینشیند مگر در دامن زلف معشوقها؛ هر جا که انسان بیقرار را ببینی، با موجودی بیقرار آشناست.
هیچکس کام امید از اهل دنیا برنداشت
طالع ما هم به وضع این عزیزان آشناست
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است از زندگی دنیویاش به آرزوهایش برسد و سرنوشت ما نیز به گونهای است که با وضعیت این عزیزان آشناست.
غیر عبرت هیچ نتوان خواند از اوضاع دهر
یارب این طومار حیرت با چه عنوان آشناست
هوش مصنوعی: هیچ چیز دیگری جز عبرت نمیتوان از وضعیتهای زمانه دریافت کرد. خدایا، این نوشته پر از شگفتی با چه نام و عنوانی قابل شناسایی است؟
در چنین بزمی که سازش پردهٔ بیگانگی ست
مفت الفتها اگر مژگان به مژگان آشناست
هوش مصنوعی: در چنین میهمانی که محور آن جدایی است، اگر چشمان شما با چشمان کسی دیگر آشنا شدهاند، این دوستی و نزدیکی بهراستی بیارزش است.
اشکم از مژگان چکید و رنگ اظهاری نبست
این گهر در خاک هم با قعر عمان آشناست
هوش مصنوعی: اشک من از چشمهایم ریخت، ولی هیچ نشانی از حال و احوال من نمیدهد. این دَرهَم هم با وجود اینکه در خاک قرار دارد، با عمق عمان آشنایی دارد.
سوختن، خاشاک را همرنگ آتش میکند
هرقدر بیگانهایم از خویش جانان آشناست
هوش مصنوعی: سوزش آتش حتی خاشاک را هم شبیه خود میکند، هرچقدر هم که ما از اصل خود دور باشیم، جانان ما به ما نزدیک است.
هر کجا بیخانمانی هست صید زلف اوست
اینکمند ناز با شام غریبان آشناست
هوش مصنوعی: هر جا که کسی بیخانمان و دلbroken است، گرفتار زیبایی و جذابیت اوست. این زیبایی موردی است که با سرنوشت تلخ غریبان همخوانی دارد.
گرد خط در دور حسنش ابر عالمگیرشد
طالع موری که با دست سلیمان آشناست
هوش مصنوعی: حضور و زیبایی او به حدی فراگیر و نمایان است که مانند ابری در سراسر جهان پخش شده است، این گردش و زیبایی به نوعی تقدیر و سرنوشت اوست که تشابهی با قدرت و حکمت سلیمان دارد.
در رهش پای طلب بیگانهٔ دامان صبر
در غمش دست ندامت با گریبان آشناست
هوش مصنوعی: در مسیر طلب او، قدمهای من در حالتی ناامیدانه به دامان صبر اللهم این است که در غم او، حسرت و پشیمانیام با خودم آشناست.
بیندامت نیست اسباب نشاط این چمن
گل هم ازشبنم کف دستی به دندان آشناست
هوش مصنوعی: در این چمن، عوامل شادابی و نشاط وجود دارد و گلها نیز با لطافت شبنم آشنا هستند، به گونهای که گویی دستی از شبنم بر گلها مینشیند.
شمع گو در دیدهام دکان رعنایی مچین
کاین دل پر داغ با چندین چراغان آشناست
هوش مصنوعی: شمع، از تو میخواهم که در چشمانم، زیبایی را نچین و خراب نکن، زیرا این دل پر از درد و رنج با این همه روشنیها آشناست و تحمل آن را دارد.
بیدل از چشم تحیر مشربم غافل مباش
هرکجا حسنی است با آیینهداران آشناست
هوش مصنوعی: بیدل، از شما خواهش میکنم که به چشمان حیرتزدهام توجه کن. هر جا که زیبایی وجود دارد، با آنهایی که به زیباییها آگاهاند، مرتبط است.