برگردان به زبان ساده
مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما را
رسیده گیر به عنقا پرِ شکستهٔ ما را
هوش مصنوعی: به دنبال آثار گرد و غباری که بر پاهای ما نشسته نباش، به پر شکسته و ناچیز ما که شبیه پر پرندهای افسانهای است، نگاه کن.
گذشتهایم به پیری ز صیدگاه فضولی
بس است ناوک عبرت زهِ گسستهٔ ما را
هوش مصنوعی: ما از جوانی و روزهای پرهیجان عبور کردهایم و حالا وقت آن رسیده که از گذشته درس بگیریم. دیگر جستوجوی بیمورد در خاطرات و اشتباهاتمان کافی است.
فراهم آمدن رنگ و بو ثبات ندارد
به رشتهٔ رگ گل بستهاند دستهٔ ما را
هوش مصنوعی: جان و دل ما به زیباییها و خوشبوئیها وابسته است، اما این زیباییها و عطرها هیچ گاه پایدار نیستند. ما مانند گلهایی هستیم که به رشتهای متصل شدهایم و در این دنیا موقتی قرار داریم.
هوای گلشن فردوس در قفس بنشاند
خیالِ در پس زانوی دل نشستهٔ ما را
هوش مصنوعی: هوا و احساس بهشت در دل ما نشسته و آرزوی آن را به وجود میآورد که در قفسی محبوس باشیم، در حالی که دلتنگی ما به یاد آن زیبایی و خوشیهاست.
ز دام چرخ پس از مرگ هم کجاست رهایی
حساب کیست به مجمر سپندِ جستهٔ ما را
هوش مصنوعی: پس از مرگ، رهایی از دام تقدیر کجا است؟ چه کسی میتواند حساب رفتار ما را در آتش زدن پاکیزهگیها و نفرتها بکند؟
بهانهجوی خیالیم واعظ این چه جنون است
به حرف و صوت مسوزان دماغ خستهٔ ما را
هوش مصنوعی: ما به دنبال بهانهای هستیم و واعظ، این دیوانگی چیست؟ چرا با سخن و صدا، ذهن خسته ما را آزار میدهی؟
مگیر خرده به مضمون خونچکیدهٔ بیدل
ستمفشار مکن زخمِ تازهبستهٔ ما را
هوش مصنوعی: به کسی که در مورد نوشتههای بیدل انتقاد میکند، نگو که نباید به این مضامین توجه کند. همچنین، لطفاً به زخمهای تازهای که هنوز درمان نشدهاند، آسیب نزن.