برگردان به زبان ساده
فنا مثالم و آیینهٔ بقا اینجاست
کجا روم ز در دل که مدعا اینجاست
هوش مصنوعی: من زوال و فنا را در تمثیل خود می بینم و در اینجا وجود جاودان نیز هست. کجا می توانم بروم در حالی که هدف و مقصود من در دل اینجا قرار دارد؟
جبین متاعم و دکان سجدهای دارم
تو نیز خاک شو، ای جستجو که جا اینجاست
هوش مصنوعی: من در مقابل خدایم سجده کردهام و در اینجا مکان عبادت و فروتنی وجود دارد. تو نیز باید به خاک بیفتی و در جستجوی حقیقت، به اینجا بیایی که جای واقعی همینجاست.
به گردی از ره او گر رسی مشو غافل
که التفات نگههای سرمهسا اینجاست
هوش مصنوعی: اگر به او نزدیک شدی، حواست را جمع کن و غافل نشو؛ زیرا توجه و نگاههای عمیق او همینجا موجود است.
خیال مایل بیرنگی و جهان همه رنگ
چو غنچه محو دلم بوی آشنا اینجاست
هوش مصنوعی: تصور بیرنگی و دنیای پررنگ به مانند غنچهای است که دل من را با بوی آشنایش پر کرده است.
ز گرد هستی اگر پاک گشتهای خوش باش
که حسن جلوهفروش است تا صفا اینجاست
هوش مصنوعی: اگر از گرد و غبار عالم وجود پاک شدهای، خوشحال باش که زیبایی و جذابیت، همچنان در اینجا حضور دارد تا صفا و پاکی را تجربه کنی.
کسی نداد نشان ازکمال شوکت عجز
جز اینقدرکه همه سرکشی دو تا اینجاست
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که هیچ کس نتوانسته به طور کامل نشان دهد که عجز و ناتوانی چقدر میتواند تأثیرگذار باشد. تنها چیزی که میتوان فهمید این است که همه ما در برابر قدرت و سرکشی به یک شکل آسیبپذیریم.
دلیل مقصد ما بسکه ناتوانی بود
به هرکجاکه رسیدیمگفت جا اینجاست
هوش مصنوعی: به خاطر ناتوانیام، هر جا که رسیدیم، فکر کردم که همانجا باید بمانیم.
پس از مطالعهٔ نقش پا یقینم شد
که هرزهتازم و جام جهاننما اینجاست
هوش مصنوعی: بعد از این که به اثرات کارها و حرکات خود نگاه کردم، مطمئن شدم که من نیز در سفرهای بیهدف و سرگردانم و در این مکان به جستجوی حقیقت و معرفت میپردازم.
نهفت راه تلاشم عرقفشانی شرم
گل است خاک دو عالم ز بس حیا اینجاست
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش من پنهان است، چرا که شرم گل که ناشی از حیا است، در این خاک و در این دنیا بسیار زیاد است.
سراغ لیلی خویش ازکه بایدم پرسید
که گرد محملم و نالهٔ درا اینجاست
هوش مصنوعی: باید از چه کسی دربارهٔ لیلیام بپرسم، وقتی که فقط در گرد و غبار محمل و نالهها در اینجا حضور دارم؟
خوش آنکه سایهصفت محو آفتاب شویم
که سخت نامه سیاهیم و عفوها اینجاست
هوش مصنوعی: بهتر آن است که مانند سایه در برابر نور آفتاب محو شویم. زیرا ما در زندگی خطاها و نواقص زیادی داریم و تنها بخشش و رحمت الهی میتواند ما را نجات دهد.
چو چشم آینه حیرت سراغ نیرنگیم
ز خویش رفته جهانی و نقش پا اینجاست
هوش مصنوعی: وقتی که چشم به آینه مینگرد، حیرت و شگفتی او را میگیرد و نمیتواند نیرنگهای خود را ببیند. او از خود دور شده و حالا فقط جهانی را میبیند که اثر پای او در آن باقی مانده است.
غبار رفته به باد سحر به گوشم گفت:
که خلق بیهده جان میکند، هوا اینجاست
هوش مصنوعی: در نسیم صبحگاهی، بادی که غبار را با خود میبرد به من گفت که مردم بیجهت تلاش میکنند و در حقیقت، زندگی و زیبایی در همین مکان حاضر است.
به وصل لغزش پایی رسیدهام بیدل
بیا که دادرس سعی نارسا اینجاست
هوش مصنوعی: من به مرحلهای رسیدهام که در پی وصل و وصال لغزشی در مسیرم وجود دارد. ای بیدل، بیا که در اینجا کسی هست که میتواند به تلاش ناکافی من رسیدگی کند.