برگردان به زبان ساده
بسکه سودای توام سرتا به پا زنجیر پاست
مویسر چوندود شمعمجمعبا زنجیر پاست
هوش مصنوعی: چنان تحت تاثیر عشق تو هستم که تمام وجودم به زنجیر و قید تو درآمده است. موی سرم نیز مانند دود شمعی است که به زنجیر پیوسته و نمیتواند آزادانه حرکت کند.
اشکم و بر انتظار جلوهای پیچیدهام
یاد آنگل شبنم شوقمرا زنجیرپاست
هوش مصنوعی: در دل غم و انتظار، اشکهایم را به نمایش گذاشتهام و یاد آن گل که نم نم باران را در بر دارد، مرا به زنجیر کشیده است.
همتی ای ناله تا دام تعلق بگسلیم
یعنی از خود میرویم و رهنما زنجیر پاست
هوش مصنوعی: ای نالهی پرشور، با ارادهای قوی از وابستگیها رها شویم و راهنمای ما زنجیرهای پای ما را بگسلد.
عالم تسخیر الفت هم تماشاکردنیست
جلوهاش را حلقههای چشم ما زنجیر پاست
هوش مصنوعی: در دنیای علم و دانش، محبت و زیبایی زیادی وجود دارد که ما میتوانیم آن را ببینیم. با این حال، چشمان ما مانند زنجیری به آن زیباییها متصل شدهاند و نمیتوانیم به سادگی از آنها جدا شویم.
ما سبکروحان اسیر سادگیهای دلیم
عکس را درآینه موج صفا زنجیرپاست
هوش مصنوعی: ما افرادی بیخیال و سادهدل هستیم که خود را در خیالات و آراستگیهای روحیمان گم کردهایم و تصویرمان را در آینهی آرامش و صفا مشاهده میکنیم.
کو خروشی تا پر افشانیم و از خود بگذریم
چون سپند اینجا همین ضبط صدا زنجیرپاست
هوش مصنوعی: کجا صدایی هست که ما را به اوج برساند و از خودمان فراتر برویم، مثل اینکه بخواهیم در این مکان، فریاد بزنیم و خوش بگذرانیم.
از شکست دل چه میپرسیکه مجنون مرا
نقش پا هم نالهفرسود است تا زنجیرپاست
هوش مصنوعی: از شکستگیهای دل من چه میپرسی؟ که مجنون (عاشق) من حتی پس از گامهایی که بر زمین میگذارم، دلم را میفشارد و به یاد آن زنجیرهایی که به پایم است، دردم بیشتر میشود.
با همه آزادی از جیب تعلق رستهایم
سرو را سررشتهٔ نشوو نما زنجیرپاست
هوش مصنوعی: ما با وجود داشتن آزادی، از وابستگیها و تعلقات رهایی یافتهایم. مانند درخت سرو که با وجود سرسبزی و رشد، هنوز به زنجیرهایی که آن را نگه میدارند، وابسته است.
تا نفس باقی است باید با علایق ساختن
خضررا هم الفت آب بقا زنجیرپاست
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی ادامه دارد، باید با وابستگیها و عشقهای خود کنار بیاییم. حتی خضر که نماد جاودانگی است نیز در ارتباط با این دنیای زنجیرگونه باقی مانده است.
بیشتر در طبعپیران آشیان دارد امل
حرص سوداپیشه را قد دوتا زنجیر پاست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بیشتر افراد سالخورده به دنبال آرزوهای بیپایه و حریصانه هستند، همانند کسی که به زنجیرهایی بسته شده و نمیتواند آزادانه حرکت کند. آرزوهای بیپایه و حریصانه مثل زنجیری هستند که آدم را به دنبالش میکشد و مانع آزادیاش میشود.
آنقدر وسعتمچینکز خویشنتوانیگذشت
ای هوس پیرایه دامان رسا زنجیر پاست
هوش مصنوعی: به قدری خود را در دنیای خواهشهای درونی غرق کردهای که نمیتوانی از آن عبور کنی. ای تمنای ناخواسته، مانند زنجیری که به پاهای من بسته شده، جامهام را آرایش میکنی.
غافل از قید هوس دارد به جا افسردنت
اندکی برخیزتا بینی چها زنجیرپاست
هوش مصنوعی: آدمی که از بند هوسها غافل است، در حال افسردگی و ناامیدی به سر میبرد. اندکی بلند شو و به دور و برت نگاه کن تا ببینی چه زنجیرهایی به پای تو بسته شده است.
آشیان ساز تماشاخانهٔ بیرنگیام
شبنم ما را همان طبع هوا زنجیرپاست
هوش مصنوعی: در گوشهای از زندگیام، جایی ساکن هستم که هیچ رنگ و تلونی ندارد. شبنم بهخاطر طبیعت و روحیات خاص این مکان، حالا در زنجیر و محدودیت به سر میبرد.
اینقدر بیاختیار از اختیار افتادهایم
دستما بر دستماسنگاستو پا زنجیر پاست
هوش مصنوعی: ما به حدی تحت تأثیر اوضاع قرار گرفتهایم که دیگر هیچ اختیاری از خود نداریم. دستمان به یک سنگ محکم بسته شده و پاهایمان نیز زنجیری به خود دارند.
بیدل ازکیفیت ذوق گرفتاری مپرس
من سری دزدیدهام در هرکجا زنجیر پاست
هوش مصنوعی: از حال و هوای احساس و شور و شوق من نپرس، زیرا من به گونهای دلم را باختهام که در هر جا زنجیر محبت مرا به خود کشیده است.