برگردان به زبان ساده
چه خوش است اگر بود آنقدر هوس بلندی منظرت
که برآنمکان چو قدم نهی خمگردشی نخورد سرت
هوش مصنوعی: خوشحالم که اگر خواستهات به اندازهای بزرگ و والا باشد که وقتی به آن مکان پا بگذاری، سر تو به خاطر آن چرخش نکند.
به دو روزه مهلت این قفس دلت آشیانهٔ صد هوس
نهای آگه از تپش نفسکه چه بیضه میشکند پرت
هوش مصنوعی: این قفس که دل تو در آن زندانی است، محلی برای پرورش آرزوهای تو نیست و تو از آشفتگی و هیجان زندگی خود بیخبر هستی. غافل از اینکه در این دو روز کوتاه، زندگی با تمام پیچیدگیهایش در حال شکلگیری و تغییر است.
همهراست جادهٔ پیچشی همه راست خجلتگردشی
توچنان مروکه ز لغزشی بهکجی زند خط مسطرت
هوش مصنوعی: در این سروده، شاعر به پیچ و خمهای زندگی اشاره میکند و میگوید که در این مسیر، گاهی انسان دچار شرم و خجلت میشود. اگر به راستی و سادگی رفتار کنی، ممکن است در برخی مواقع دچار لغزش شوی و نتیجهی آن، کج رفتاری یا انحراف از مسیر اصلی خود خواهد بود.
چوگل از طبیعت بینشان به خیال دشتی آشیان
به برهنگی زدی این زمانکه دمید پیرهن از برت
هوش مصنوعی: چون گل، نشانی از طبیعت ندارد و در خیال دشت، پن و دوستی را به یادت آوردهای. حالا که صبح دمیده، لباس از بر تن به در کردهای.
چو حباب غیرلباس تو چه توقع وچه هراس تو
نه تو مانی و نه قیاس تو، چوکشند جامه زپیکرت
هوش مصنوعی: همچون حبابی که به سرعت میشکند، انتظار و نگرانیات چه فایدهای دارد؟ نه تو خواهی ماند و نه مقایسهات، زمانی که لباس از تنات جدا شود.
نه عروج نغمهٔ قدرتی، نه دماغ نشئهٔ فطرتی
چو غباز واعظ عبرتی و هواست پایهٔ منبرت
هوش مصنوعی: نه اوج آواز قدرتی هست، نه حالت سرمستی طبیعیای وجود دارد. مثل مرغی که در قهوهخانه نشسته و نصیحت میکند، هوا پایهای برای منبر من است.
به دماغ افشرهٔ عنب مپسند این همه تاب وتب
که ز سیر انجمن ادب فکند به عالم دیگرت
هوش مصنوعی: به خودت نبال و به خوشگذرانیهای بیمورد دلخوش نکن، زیرا این همه شوق و هیجان که به خاطر جمع و محفل ادبی نشان میدهی، میتواند در دنیای دیگری برای تو اهمیتی نداشته باشد.
زفسون مطرب و چنگ آن، مکش آنقدر اثر فغان
که به فهم نالهٔ عاجزانکند التفات هوسگرت
هوش مصنوعی: از صدای ساز و چنگ، چنان نغمهای نزن که آن قدر درد و فغان ایجاد کند که اذهان مردم به ناله و زاری نگاه کند و توجهشان به آرزوهای نا fulfillment شده جلب شود.
غم قدر بیهده خوردنی همه سکته دارد و مردنی
حذر از بلای فسردنیکه رسد ز منصبگوهرت
هوش مصنوعی: غم و اندوه بیدلیل باعث زوال و از بین رفتن میشود و انسان باید از مصیبتهایی که به خاطر جایگاه و ارزشش پیش میآید، احتیاط کند.
طلبیگرازتوبه جا رسد، به سر اوفتد چو به پا رسد
سرآرزوبهکجا رسد زدماغ آبله ساغرت
هوش مصنوعی: اگر به دنبال چیزی باشی و با توبه واقعی به آن حالت برسی، در آن صورت همان چیزی که میخواهی به دستت میرسد؛ درست مانند این که سر آرزو از جایی که انتظار میرفته، به ناگاه به تو میرسد. مثل این است که از جایی غیرمنتظره، خوشی و لذت به تو میرسد که خودت نمیدانستی.
ز سواد نسخهٔ خشک وتربهکلام بیدل ما نگر
که به حیرت چمن اثر، شود آب آینه رهبرت
هوش مصنوعی: از متن ساده و بیروح خشک که در آن نوشته شده، به کلام عمیق و تاثیرگذار بیدل توجه کن. این کلام میتواند به گونهای باشد که حتی در چمنزار هم که پر از شکوفایی و زیبایی است، میتواند چیزی را که در آب آینه منعکس میشود، تحت تأثیر قرار دهد.