برگردان به زبان ساده
سرکیست تا برد آرزو به غبار سجدهکمینیات
نرسید قطرت نه فلک به هوابیان زمینیات
هوش مصنوعی: کسی را نمیشناسم که آرزوهایش به خاک سجدهگاه تو برسد. تو نه در آسمانها، بلکه در زمین مورد توجه قرار داری.
نه حقیقت دویی آشنا، نه دلیل عین تو مآسوا
بهکجاست عکس توهمیکه فریبد آینه بینیات
هوش مصنوعی: نه حقیقتی وجود دارد که بتوان به آن آشنا شد، و نه دلیلی وجود دارد که ثابت کند که تو چیزی جز واقعیت نیستی. به کجا رفته است آن تصویر تو که تو را فریب میدهد و در آینه میبینی؟
تک و تاز وهم و گمان ما به جنون گسسته عنان ما
تویی آنکه هم تو رسیده ای به سواد فهم یقینیات
هوش مصنوعی: ما تنها و حیران در خیال و تصورات خودمان هستیم، و تو آن کسی هستی که با فهم عمیق و یقین خود، به منزلتی رسیدهای که ما آرزوی آن را داریم.
ز جهات عالم خشک و تر به غنا نچیده ای آنقدر
کهکسی به غیر تنزه تو رسد به دامن چینیات
هوش مصنوعی: از تمام جنبههای دنیا، چه خشک و چه تر، تو آنقدر غنا و ثروت به دست نیاوردهای که کسی بتواند به جز خودت، به کمال و پاکی تو دست یابد.
نه به فهم تاب رسیدنی نه به دیده طاقت دیدنی
دل خلق و هرزه تپیدنی به خیال جلوه کمینیات
هوش مصنوعی: نه قدرت درک تو را دارم و نه توانایی دیدنت را. دل مردم بیتاب است و به شدت میتپد، فقط با خیالِ تماشای کمینگاه تو.
چهحدوث وکو قدمزمان چهحسابکون وکجا مکان
همه یکشاره ای کنفکان نهشهوری و نهسنینیات
هوش مصنوعی: زمان و مکان هر دو در مفهوم و حقیقت یکسان هستند و هیچگونه تفاوتی میان آنها وجود ندارد، پس در واقع نه نباید به شمارش زمان بپردازیم و نه به تعیین مکان. همگی در یک حقیقت واحد مدنظرند و تو نه در این دنیا شهری هستی و نه در سن و سال خاصی.
به جراحت دل ناتوان ستم است دیده گشودنم
که قیامتیست ششجهت ز تبسم نمکینیات
هوش مصنوعی: باز کردن چشم به دنیایی که دلش زخمی و ناتوان است، عذابآور است. دیدن تو که با لبخند ملایمت از خوشی میتابی، انگار روز قیامتی است.
ز غرور ناز فعیتی که به ما رسانده پیام تو
چقدر شکستهکلاه دل خم طاق نسبت چینیات
هوش مصنوعی: از خودخواهی و ناز تو چه چیزی به ما رسیده است! پیام تو چقدر ما را سرافکنده کرده و دل ما را به خاک افکنده است.
عدم و وجود محال ما، شده دستگاه خیال ما
چه بلاست نقص و کمال ما که نهآنی استو نه اینیات
هوش مصنوعی: وجود و نیستی ما به طرز عجیبی در ذهن ما تصویر شدهاند. واقعاً چه مصیبت بزرگی است که ما کاستیها و کمالات خود را به شکلی درک میکنیم که نه کاملاً وجود داریم و نه به طور کامل نیستیم.
دل بیدل از پی نام تو به چه تاب لاف توان زند
که ز که برد اثر صدا ادب تلاش نگینیات
هوش مصنوعی: دل بیتاب و سرشار از عشق به تو، چگونه میتواند زبانی پر ادعا داشته باشد، در حالی که صدای تو نمیتواند تاثیری بر کسانی که به ادب و تلاش تو میبالند، بگذارد؟