برگردان به زبان ساده
ندانم بازم آغوش که خواهد شد دچار امشب
که نارم میرمد چون پرتو شمع از کنار امشب
هوش مصنوعی: نمیدانم امشب آغوش چه کسی را در بر خواهد گرفت، چون حقیقت این است که ناراحتی من به آرامی مانند روشنایی شمع از کنار این شب میگذرد.
ز جوش ماهتاب این دشت و در کیفیتی دارد
که گویی پنبهٔ میناست در رهن فشار امشب
هوش مصنوعی: این دشت به خاطر نوری که از ماه درخشان بر آن میتابد، حالتی دارد که انگار پنبهای نرم و لطیف زیر فشار شب قرار گرفته است.
ز استقبال و حال این املکیشان چه میپرسی
قدح در دست فردا نیست بی رنج خمار امشب
هوش مصنوعی: در مورد حال و روز افرادی که در انتظار هستند چه میپرسید؟ فردا هنوز شیشهی شراب در دست نیست و امشب بدون تلاش و زحمت، مستی جاری است.
ز بزم وصل دور افکند فکر جنت و حورت
کجا خوابیدی ای غافل در آغوش است یار امشب
هوش مصنوعی: دل از خیال بهشت و حوری دور کن، ای غافل! امشب یارت در آغوش تو خوابیده است.
پر طاووس تا کی بالش راحت بهگل گیرد
خیال افسانهٔ خوابت نمیآید بهکار امشب
هوش مصنوعی: پر طاووس تا کی میتواند با آرامش به گل بنشیند؟ خیال افسانهٔ خوابت امروز به ذهنت نمیآید.
حساب بیدماغان فرصت فردا نمیخواهد
فراغت گل کن و خود را برون آر از شمار امشب
هوش مصنوعی: حساب افرادی که بیخیال هستند، فرصتی برای فردا نمیطلبد. پس وقت را غنیمت شمار و خود را از دغدغههای امشب رها کن.
مبادا خجلت واماندگی آبت کند فردا
به رنگ شمع اگر خاری به پا داری برآر امشب
هوش مصنوعی: مبادا که فردا از کمبود و نقص خود خجل و شرمنده شوی؛ اگر امروز دردی داری و خاری به پا میزنی، آن را کنار بگذار و امشب را با قدرت و اطمینان سپری کن.
زصد شمع و چراغم غیر این معنی نشد روشن
که ظلمتهای دوش است آنچه گردید آشکار امشب
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر اشاره میکند که با وجود نور و روشنی زیاد از شمعها و چراغها، تنها یک حقیقت و معنی خاص روشن شده است. این معنی در واقع همان مسائلی است که شب گذشته در تاریکی پنهان بودند و حالا در شب کنونی نمایان شدهاند. به عبارتی، با وجود همه نور و روشنایی، حقیقتی مهم و عمیق وجود دارد که تنها در شرایط خاص قابل درک است.
خط پیشانی از صبح قیامت نسخهها دارد
بخوانید آنچه نتوان خواند زین لوح مزار امشب
هوش مصنوعی: برخورد پیشانی انسان نشاندهنده سرنوشت و تقدیر اوست که در روز قیامت به وضوح نمایان میشود. امشب، بر روی لوح قبر، مطالبی نوشته شده که سرنوشت و حقایق را بیان میکند، حتی آنچه که برای ما قابل درک نیست.
چو شمع از گردن تسلیم من بیامتحان مگذر
ز هر عضوم سری بردار و بر دوشمگذار امشب
هوش مصنوعی: مثل شمعی که از شدت تسلیم و فروتنی میسوزد، بدون اینکه از من امتحانی بگیری، از تمامی وجودم بگذر و هر بخشی از وجودم را بردار و بر دوش من بگذار امشب.
سحر بیدل شکایتنامهها باید رقم کردن
بیا تا دوده گیرم از چراغ انتظار امشب
هوش مصنوعی: صبح زود، وقتی دلم پر از درد و دلتنگی است، باید احساسات و شکایتهایم را بیان کنم. بیا تا از چراغ روشن امیدی که دارم، در این شب تاریک و پر از ناامیدی، استفاده کنم.