برگردان به زبان ساده
هرکجا بیرویت از چشمم برون میگردد آب
گر همه در پردهٔ خار است خون میگردد آب
هوش مصنوعی: هر جا که تصویری از تو از جلو چشمانم محو میشود، رودی که از یاد تو جاری بود، به خاطر غم و درد دل، به خون تبدیل میشود، حتی اگر این غم در پس پردهای از خار و زخم پنهان باشد.
دل به سعی اشک در راه توگامی میزند
آتشی دارمکه از بهر شگون میگردد آب
هوش مصنوعی: دل به تلاش و کوشش اشک میافتد تا در راه تو حرکت کند. آتشی در درون دارم که به خاطر خوشبینی و شگون، تبدیل به آب میشود.
صافی دل خواهی از سیر و سفر غافل مباش
تختهٔ مشقکدورت از سکون میگردد آب
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دل پاکی داشته باشی، از سفر و گردش غافل نشو، زیرا سکون و آرامش باعث میشود که کدورت و تیرگی در دل جمع شود.
نرمخویان را به بیتابی رساند انفعال
ترک خودداریکند چون سرنگون میگردد آب
هوش مصنوعی: نرمخویان را ناامیدی و پریشانی به شدت میرساند، همانطور که آب وقتی سرنگون میشود، در حرکت و تلاطم قرار میگیرد، فردی که از خود به دوری میکند، دچار تنش و بیقراری میشود.
آرمیدن بیقرار شوق را افسردگیست
چون بهٔکجا میشود ساکن زبون میگردد آب
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که وقتی کسی به شدت مشتاق و بیقرار باشد، آرامش واقعی برای او ممکن نیست و همچنان در جستجوی چیزی خواهد بود. مانند آبی که هرگز نمیتواند ساکن بماند و همیشه در حال حرکت است.
روز ما شبگشت و ما بیاختیارگریهایم
هرکه در دود افتد از چشمش برون میگردد آب
هوش مصنوعی: روز ما به شب تبدیل شد و ما بیاختیار گریه میکنیم. هر کسی که در دود قرار گیرد، اشک از چشمانش میریزد.
عرض حاجت میگدازد جوهر ناموس فقر
آهکاینگوهر ز دست طبع دون میگردد آب
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به بیان احساس خود درباره فقر و نیازمندی میپردازد. او میگوید که وقتی کسی از فقر و نیازش سخن میگوید، احساسات و ارزشهای انسانی او نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و محو میشود. در واقع، این برداشت و حرف زدن از نیاز و حاجت به نوعی مانند آب شدن یک گوهر باارزش است که از دست یک طبیعت پست میافتد و نابود میشود. به بیان دیگر، فقر و نیاز باعث میشود که انسان آن ارزشهای درونی خود را از دست بدهد.
اعتبارت هرقدر بیش استکلفت بیشتر
تیرگی بالد ز دریا چون فزون میگردد آب
هوش مصنوعی: هر چه اعتبار و شهرت تو بیشتر شود، تیرگی و دشواریهای زندگیات نیز بیشتر میشود. مانند این است که وقتی آب دریا زیاد میشود، سیاهی و عمق آن نیز بیشتر میگردد.
دل ز ضبطگریه چندین شعله توفان میکند
تا سر این چشمه میبندم جنون میگردد آب
هوش مصنوعی: دل از شدت غم و اندوه به شدت دچار احساساتی شده که مانند توفانی در حال هیجان و آشفتگی است؛ در حالی که من تلاش میکنم این احساسات را کنترل کنم، آب چشمهام به جنون میافتد.
بسکه سر تا پایم از درد تمنایت گداخت
همچو موجم در رگ و پیجایخونمیگردد آب
هوش مصنوعی: به قدری از عشق و آرزوی تو دلم پر از درد است که مانند موجی در رگ و خونم در حال تلاطم و جوش و خروش است.
زین خمارآباد حسرت بادهای پیدا نشد
شیشهام از درد نومیدی کنون میگردد آب
هوش مصنوعی: در اینجا به ناکامی و حسرتی اشاره شده که شخص از نوشیدن شراب و لذت آن دارد. او به شدت از احساس ناامیدی و درد رنج میبرد و به نظر میرسد که حتی شیشهاش هم تحت تأثیر این احساسات، به حالت مایع در آمده و به دور خودش میچرخد. در واقع، این بیانگر حالتی از یأس و آرزوی ناتمام است.
دل بهتوفان رفت هرجا جوهر طاقتگداخت
خانه سیلابیست بیدلگر ستون میگردد آب
هوش مصنوعی: دل در طوفان به هر سمتی میرود و دلی از طاقتش فراتر میرود. هر کجا که برود، اگر نمونهای از قدرت را از دست بدهد، به مانند خانهای میماند که دچار سیلاب شده و در آن آب به شدت جریان دارد. این وضعیت نشان میدهد که اگر ستونها سست شوند، آب همهجا را فرا میگیرد.