برگردان به زبان ساده
آسودگان گوشهٔ دامان بوریا
مخمل خریدهاند ز دکان بوریا
هوش مصنوعی: آرامشطلبان در گوشهٔ زندگی ساده و معمولی خود، به جای آنکه به دنبال تجملات و زندگی لوکس باشند، از جاهایی که جزئیات ساده و بینقش دارند، چیزهای زیبا و باارزشی را میخرند.
بیباک پا منه به ادبگاه اهل فقر
خوابیده است شیر نیستان بوریا
هوش مصنوعی: به خودش مغرور نشو و در محافل افراد فقیر خود را قرار نده، چرا که در آنجا، قدرت و شجاعت واقعی ناشی از فقر و سختیها آرام گرفته است.
بویگل ادب ز دماغم نمیرود
غلتیدهام دو روز به دامان بوریا
هوش مصنوعی: عطر گل انسانیت از یادم نمیرود، زیرا دو روز در آغوش خوشبختی و آرامش بودهام.
از عالم تسلی خاکم اشارهایست
غافل نیام ز چشمک پنهان بوریا
هوش مصنوعی: در دنیای مادی، وجود من نشانهای از تسلی و آرامش است. من از نگاههای پنهانی که در پس ظواهر دنیا وجود دارند، غافل نیستم.
صد خامه بشکنیکه به مشق ادب رسی
خطهاست درکتاب دبستان بوریا
هوش مصنوعی: اگر صد قلم را بشکنی تا در یادگیری ادب و علم موفق شوی، تنها خطوطی از یک کتاب ابتدایی در دست خواهی داشت.
بیخوابی که زحمت پهلویکس مباد
برخاسته است از صف مژگان بوریا
هوش مصنوعی: شبی که خواب بر چشمانم نیامده و رنجی از آن برای کسی وجود ندارد، حاصل افسون و زیبایی مژگان کسی است که در دل من نشسته است.
زین جاده انحراف ندارد فتادگی
مسطر زده است صفحهٔ میدان بوریا
هوش مصنوعی: در این جاده هیچ انحرافی وجود ندارد و خطهای روشنی راه را مشخص کردهاند که به مانند یک صفحهٔ مرتب در میدان بُریا (که میتواند نماد فضایی وسیع و بیکران باشد) به نظر میرسد.
فقرم به پایداری نقش بنای عجز
آخر زمینگرفت به دندان بوریا
هوش مصنوعی: فقر و ناتوانی من به قدری پایدار است که مانند بنایی محکم شده، و در نهایت این وضعیت به حدی برایم دشوار شده که توان مقابله با آن را ندارم.
لب بستهٔ حلاوتکنج قناعتیم
نی بیصداست در شکرستان بوریا
هوش مصنوعی: ما آرام و بیسر و صدا از خوشیهای زندگی ساده و حقایق کوچک لذت میبریم و در دنیای شیرین و پراشرافی، جایی برای ما نیست.
بیدل فریب نعمت دیگرکه میخورد
مهمان راحتم به سر خوان بوریا
هوش مصنوعی: بیدل فریب نعمت دیگری را که میخورد، مهمان را به راحتی بر سر سفرهاش مینشاند.