برگردان به زبان ساده
ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دلها
که ره تا محمل لیلیست بیرونگرد محملها
هوش مصنوعی: به خاطر شگفتی ناشی از زیبایی، دلها مانند آینهای شفاف و روشن شدهاند. از آنجا که راه به سمت لیلی (معشوق) باز است، نیاز است تا از موانع و مشکلات راه دوری گزینیم.
کجا راحت، چه آسودن که از نایابی مطلب
به پای جستجو چون آبله خون گشت منزلها
هوش مصنوعی: کجا میتوان راحت بود و چه نیازی به آسودگی است وقتی که در جستجوی چیزی ناموجود به مانند درد آبله، راهها و منزلها به خون میافتند؟
چه دنیا و چه عقبا، سد راه تست ای غافل
بیا بگذر که از بهر گذشتنهاست حایلها
هوش مصنوعی: دنیا و آخرت هر دو موانع و چالشهایی دارند که تو را به سوی مقصدی میبرد. اگر غافل نمانی و از این موانع عبور کنی، میتوانی به هدفهای بالاتر دستیابی.
درین مزرع چه لازم خرمنآرای هوس بودن
دلی باید به دست آری همین تخم است حاصلها
هوش مصنوعی: در این زمین، چه نیازی به جمعآوری محصول است، وقتی که باید دلی را به دست آورد که همین تخم، نتیجه میدهد.
به دشت انتظارت از بیاض چشم مشتاقان
سفیدی کرد آخر راه از خود رفتن دلها
هوش مصنوعی: در دشت انتظار تو، چشمان مشتاقان به سفیدی درآمدند و در نهایت دلهایشان از خود بیخود شدند.
دماغی میرسانم از شکست شیشهٔ رنگی
به خون رفته پرواز دگر دارند بسملها
هوش مصنوعی: به یک روش، به جلوه و زیباییای اشاره میکند که از تکههای شکسته شیشههای رنگی به وجود میآید. حالا، با وجود اینکه پرواز و آزادی توامان وجود دارند، زخمیها و کسانی که در حال مبارزهاند، همچنان امیدوارند که به سمت پرواز و آزادی بروند.
ز پاس آبروی احتیاج ما مشو غافل
به بازار کرم گوهرفروشانند سایلها
هوش مصنوعی: از آبرو و نیاز ما غافل نشو، چون در بازار بخشندگی، با سخاوتمندان روبرو هستیم که نیازمندان را کمک میکنند.
ندارد صید حسن از دامگاه عشق، آزادی
همان یک حلقهٔ آغوش مجنون است محملها
هوش مصنوعی: حسن در دام عشق نمیتواند آزاد باشد، زیرا تنها راه آزادی او همان یک حلقه آغوشی است که مجنون برایش فراهم کرده است.
ما و من اثبات حق در گوش میآید
نوای طرفهای دارد شکست رنگ باطلها
هوش مصنوعی: ما در تلاشیم که حق را اثبات کنیم و صدای زیبایی را میشنویم که به شکست رنگهای نادرست اشاره دارد.
خزان گلشن امکان بهار واجبی دارد
تراوش میکند حق از شکست رنگ باطلها
هوش مصنوعی: فصل پاییز در گلستان امکان بهار به شکل ضروری جلوهگری میکند و حقیقت از میان شکست رنگهای دروغین و نادرست، خود را نمایان میسازد.
زبان شمع فهمیدم، ندارد غیر ازین حرفی
که گر در خود توان آتش زدن مفت است محفلها
هوش مصنوعی: شمع به من فهماند که حرف دیگری ندارد جز این که اگر خود را بسوزاند، میتواند محفلهای زیادی را روشن کند.
تسلسل اینقدر در دور بیربطی نمیباشد
گرو از سبحه برد امروز برهم خوردن دلها
هوش مصنوعی: تکرار و دوری که در اینجا وجود دارد، بیدلیل نیست؛ امروز به خاطر برداشتن دانههای تسبیح، دلها به هم ریختهاند.
کنار عافیت گم بود در بحر طلب بیدل
شکست از موج ما گل کرد بیرون ریخت ساحلها
هوش مصنوعی: در جستجوی آرامش، بیدل در دریای خواستهها گم شده بود. اما از شکاف موجها، او با دستاوردش دوباره به ساحل برگشت و به زندگیاش معنا و زیبایی بخشید.