برگردان به زبان ساده
غباریم زحمتکش بادها
به وحشت اسیرند آزادها
هوش مصنوعی: ما گرد و غباری هستیم که بادها ما را به زحمت میبرند، در حالی که آزادان در ترس و وحشت به سر میبرند.
املها به دوش نفس بستهایم
سفریک قدم راه و این زادها
در حالی که زندگی کوتاه است, اینهمه آمال و آرزو داریم.مثل مسافری که برای یک سفر کوتاه, کلی بار سفر برداشته است
جهان ستم چون نیستان پر است
ز انگشت زنهار فریادها
هوش مصنوعی: جهان پر از ظلم و ستم است و مانند نیستان، پر از صداهای نگران کننده و نا آرامی است.
به هر دامی از آرزو دانهایست
گرفتار خویشند صیادها
هر کس دامی پهن میکند , ارزوی بدست آوردن صیدی دارد و لی همزمان , صیاد, اسیر این آرزو شده است
برون آمدن نیست زین آب وگل
بنالید ای سرو و شمشادها
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که نمیتوان از این وضعیت یا مکان بیرون رفت و از این رو، ای درختان سرو و شمشاد، باید ناله کنید و شکایت خود را ابراز کنید.
فسردن هم آسوده جان میکند
به هر سنگ خفتهست فرهادها
هوش مصنوعی: فرهادها با سنگهای خفته در دل خود آرامش مییابند و با خیال راحت زندگی میکنند.
غنیمت شمارند پیغام هم
فراموشی است آخر این یادها
هوش مصنوعی: پیامها را ارزشمند بدانید، زیرا در نهایت این یادها به فراموشی سپرده خواهند شد.
بد ونیک تاکی شماردکسی
جهان است بگذر ز تعدادها
هوش مصنوعی: آیا کسی میتواند به خوبی و بدیها دنیا را اندازهگیری کند؟ پس از محدودیتها و شمارشها بگذر و به عمق زندگی توجه کن.
چهخوبو چهزشت ازنظر رفتهگیر
پری میزنند این پریزادها
هوش مصنوعی: زیبایی و زشتسخی از دیدگاه عاطفی میتواند تحت تأثیر قرار گیرد، زیرا این موجودات افسانهای، نظرات متفاوتی را درباره زیبایی دارند.
به پیری ستمکرد ضعف قوی
مپرسید از این خانه آبادها
هوش مصنوعی: در هنگام پیری و ناتوانی، از من نپرسید که چگونه این خانهها به این آبادانی رسیدهاند.
به صید نقب ازین بیش نشکافتیم
که تا آب و خاک است بنیادها
چون بنیاد جهان بر آب و خاک بنا شده, اگر صد نقب هم بزنیم, باز به جایی نمیرسیم
ز نقش قدم خاک ما غافل است
همه انتخابیم ازین صادها
هوش مصنوعی: همه از اثرات قدمهای ما بیخبرند و ما از میان این راهها انتخاب کردهایم.
نوی بیدل از ساز امکان نرفت
نشد کهنه تجدید ایجادها
هوش مصنوعی: نوای بیدل از ساز ممکن است غیر ممکن باشد، اما نمیتوان به ایجادهای کهنه دوباره جان بخشید.