برگردان به زبان ساده
جهانکورانه دارد سعی نخجیری به تاریکی
به هرکس وارسی میافکند تیری به تاریکی
در این دنیا، مردم به صورت نابخردانه و کورکورانه تلاش میکنند مانند یک شکارچی که در تاریکی دست و پا میزند، و به هر کسی که نمیشناسند بدون دقت و شناخت، آسیب میزنند. جهان در معنای مجازی مردم جهان است . سعی نخجیری یعنی تلاش شکارچیانه. تاریکی نماد نادانی است میتوان از مصرع دوم این برداشت را داشت که انسان ها از روی نادانی یکدیگر را قضاوت می کنند بی انکه بدانند که چه آسیبی به طرف وارد می کنند
چراغ دل به فکر این شبستان گر نپردازد
ندارد مردمک هم رنگ تقصیری به تاریکی
دل مثل چراغ روشناییبخش است اگر دل به فکر این شبستان تاریک نباشد در نادانی می ماند همانطور که بی نور، مردمک چشم قادر به دیدن نیست ،
امل سست است از نیرنگ این چرخکهن بگسل
خیالی چند میریسد زن پیری به تاریکی
این دنیا ارزش آرزو کردن ندارد زیرا جهان کهن نیرنگ باز است و آرزوها را براورده نمی کند پس تعلق به دنیا نداشته باش در مصرع دوم جهان را به پیرزنی تشبیه می کند که در تاریکی خیال میبافد و می ریسد .نخی که پیرزن در تاریکی بریسد سست است مثل آرزوهای این دنیای گذران که سست هستند
به رنگ آمیزی عنقا جهانی میکشد زحمت
تو هم زین رنگ میپرداز تصویری به تاریکی
هوش مصنوعی: برای به تصویر کشیدن واقعیت، باید سختیها و تلاشهای زیادی را از خود نشان دهی و از رنگهای مختلف استفاده کنی تا تصویری زیبا حتی در تاریکی ایجاد کنی.
چه مقصد محمل ما ناتوانان میکشد یارب؟
که عمری شد چو مو داریم شبگیری به تاریکی
هوش مصنوعی: چه هدفی دارد این کاروان ما ناتوانان که بارش بر دوش ما سنگینی میکند، در حالی که عمرمان به پایان رسیده و مانند مویی در تاریکی شب گم شدهایم؟
کرم چون عام شد تمییز نیک و بد نمیداند
محبت بر مس ما هم زد اکسیری به تاریکی
هوش مصنوعی: هرگاه کرم به پخته شدن برسد، قادر به تشخیص خوب و بد نیست. محبت نیز مانند اکسیری است که بر روی مس زده شده و در تاریکی اثر میگذارد.
دلی روشنکن از تشویش این ظلمتسرا بگذر
بجز فکر چراغت نیست تدبیری به تاریکی
هوش مصنوعی: دل خود را از نگرانیهای این دنیای تاریک روشن کن و بدان که جز اندیشهات که مانند چراغی در این تاریکی میدرخشد، چارهای نداری.
ندارد تلخکامی سرسری نگذشتن از حالم
سیاهی کردهام چون کاسهٔ شیری به تاریکی
هوش مصنوعی: من از درد و تلخی زندگی به سادگی عبور نکردهام و در دل این اندوه مانند کاسهای شیر در تاریکی غوطهور شدهام.
نفسها سوختم تا شد سواد پیش پا روشن
رسیدم همچو شمع اما پس از دیری به تاربکی
هوش مصنوعی: من خودم را به مشقت انداختم تا این که مسیرم روشن شد و به روشنی شمعی رسیدم، اما پس از مدتی دوباره در تاریکی فرورفتم.
کس از رمز گرفتاران دل آگه نشد بیدل
قیامت کرده است آواز زنجیری به تاریکی
هوش مصنوعی: هیچکس از راز و رمز دلهای گرفتار باخبر نشد. بیدل در میان تاریکی، صدای زنجیری برپا کرده که شبیه قیامت است.