برگردان به زبان ساده
می جام قناعت اگر بچشی المی ز جنون هوس نکشی
چه کم است عروج دماغ غنا که خمار توقع کس نکشی
هوش مصنوعی: اگر از طعم قناعت بهرهمند شوی، نیازی به دیوانگی ناشی از هوس خواهی نخواهی. در واقع، اوج لذت و خوشی وجود دارد، بدون اینکه بخواهی در آرزوی چیزهای بیپایان دیگر غرق شوی و خمار انتظار دیگران باشی.
درجات سعادت پاس ادب به قبول یقین رسد آن نفست
که چو صبح تلاطم حکم قضا دهدت به غبار و نفس نکشی
هوش مصنوعی: درجات خوشبختی زمانی به دست میآید که احترام به آداب و قوانین را بپذیری. این حالتی است که مانند صبح، در آرامش و وضوح، به تو نشان میدهد که سرنوشت چطور تو را به چالش میکشد و تو باید تلاش کنی تا نفس نکشی و در غبار باقی نمانی.
نی زمزمههای بساط وفا خجلست ز حرف رباییما
مرسان به نگونی خامه خطی که به مسطر چاک قفس نکشی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به یادآوری وفا و صداقت اشاره کرده و میگوید که این صداقت در برابر سخنان فریبنده و اغواکننده شرمنده است. او از طرفی نگران است که قلمش به گونهای نوشته نشود که بر زخمهای گذشته بیافزاید و یا قفس خفقان را بیشتر کند. به طور کلی، این شعر به تضاد بین وفا و فریب و اثرات کلمات بر احساسات اشاره دارد.
ز جهان تنزه بیخللی چه فسرده عالم دون عملی
تو همان همای نشیمن منزلی سر خود ته بال مگس نکشی
هوش مصنوعی: از دنیا و آلودگیهای آن به دور باش، زیرا این دنیا بیعمل تو به شدت بیروح و سرد است. تو همانند پرندهای هستی که در خانهاش آرام گرفته است، پس از سر خود بال مگس را نزنید و اجازه بدهید که در آرامش و سکون باقی بمانید.
ز گذشتن عمر گسسته عنان دل بیحس مرده نزد به فغان
ستم است که قافله بگذرد تو ندامت بانگ جرس نکشی
هوش مصنوعی: با گذشت عمر، دل از دست رفتهایم و بیحس شدهایم. زندگی کالبدی مرده به خود گرفته و فریادهای ما گواهی بر ظلم زمان است. ولی در این حال، اگر کاروان زندگی بگذرد، نباید با صدای ندامت و پشیمانی دنبال آن بروی.
ره ننگ رسوم زمانه بهل ز تتبع وضع جهان بگسل
که به دشت خمار گلاب هوس تب و تاب فشار مرس نکشی
هوش مصنوعی: با بریدن از مسیر ننگین و نادرست زمانه، در جستجوی حقیقت و واقعیت جهان باش. نگذار که خواهشها و آرزوهای بیجا تو را به دردسر بیندازد و تو را از هدف اصلیات دور کند.
اگرت ز مواعظ بیدل ما عرقی شود آب جبین حیا
به دودم نفسی که دمانده هوا سر فتنه چو آتش خس نکشی
هوش مصنوعی: اگر از نصیحتهای بیپروا ما تحت تاثیر قرار بگیری و به خاطر آن حیا و شرم را در خود حس کنی، باید در نظر داشته باشی که مثل آتش و آشفتگی در حال و هوا، نباید در خود به نفسی را بپروری که به فتنه و آسیب دچار شوی.