برگردان به زبان ساده
ز چه ناز بال دعوی به فلک گشاده باشی
تو غبار ناتوانی ته پا فتاده باشی
هوش مصنوعی: چرا با غرور و ناز از خود ستایش میکنی در حالی که در واقع در پایینترین وضعیت قرار داری و ناتوانی تو نمایان است؟
می عیش بیخمارت نفسی اگر درین بزم
سر از خیال خالی دل بیاراده باشی
هوش مصنوعی: اگر بدون حضور تو در این مهمانی، لحظهای از خوشی را تجربه کنم، گویی که در دنیای خیال و بیتنهایی غرق شدهام.
قدمی اگر شماری پی عزم پرفشانی
به هزار چین دامن ز سحر زیاده باشی
هوش مصنوعی: اگر قدمی برداری و در پی تصمیم قاطعانهای با اراده و تلاش ادامه دهی، به مراتب بیشتر از هزار بار، موفقیت و زیبایی را در زندگیات تجربه خواهی کرد.
ز تلاش برق تازان گروت گذشته باشد
تو اگر سوار همت دو قدم پیاده باشی
هوش مصنوعی: اگر تو در تلاش و کوشش، مثل برقی که با سرعت میتازد پیشروی کنی، اما تنها سوار بر اراده و همت خود باشی و قدمهای ناتوانی برمیداری، در واقع از رقبای خود عقب ماندهای.
زنمو به رنگ شبنم طرب بهار این بس
که ز چشم تر کشی سر به در اوفتاده باشی
هوش مصنوعی: زنی که به رنگ شبنم و شادابی بهار است، همین که از چشمان خیست نگاهی به او بیندازی، دل را میبرد و تو را به حیرت میاندازد.
نسزد به مکتب وهم غم سرنوشت خوردن
خط این جریده پوچ است خوشت آنکه ساده باشی
هوش مصنوعی: خوردن خط این جریده پوچ، معنایی ندارد که در مکتب وهم و اندوه سرنوشت غرق شوی. خوش به حالتی که سادهدل باشی و از این مسائل دوری کنی.
همه را ز باغ اعمال نظر او نبست نازش
تو نم جبین نداری چه گل آب داده باشی
هوش مصنوعی: همه چیز از نظر و خواست او به وجود آمده است. تو که ناز و عشوهات کم است، نمیتوانی با گل، آب و صفا چیزی از خود در بیاوری.
شرر پریده رنگت اگر این بهار دارد
ز مشیمهٔ تعین به چه ننگ زاده باشی
هوش مصنوعی: اگر رنگ و روی تو در این بهار زیبا کمرنگ شده، از چه تعریفی به وجود آمدهای که موجب ننگ تو باشد؟
گل سرخوش و مستی طلبی است مابقی هیچ
اگر این خمار بشکست نه قدح نه باده باشی
هوش مصنوعی: گل شاد و سرمست به دنبال خوشی و لذت است و بقیه چیزها دیگر اهمیتی ندارند. اگر این حالت مستی و خوشی از بین برود، نه جامی خواهد بود و نه شرابی.
چو جوانی و چه پیری به کشاکش است کارت
چو کمان دمی که زورت شکند کباده باشی
هوش مصنوعی: زمانی که جوان هستی یا پیر، در تلاش و زحمت هستی. همانند کمانی که هر لحظه ممکن است قدرتش تمام شود، باید در هر حالتی آماده و توانا باشی.
نروی به محفل ای شمع که زتنگی دل آنجا
به نشستن تو جا نیست مگر ایستاده باشی
هوش مصنوعی: به آن محفل نرو، ای شمع، چون دلتنگی و غمات جایی برای نشستن ندارد و تنها میتوانی ایستاده باشی.
سخنت به طبع مستان اثری نکرد بیدل
سر شیشههای خالی چقدر گشاده باشی
هوش مصنوعی: گفتارت تأثیری بر دلهای شاداب نداشت، بیدلیل است که بخواهی خیلی باز و گشاد به نظر بیایی وقتی که درونت خالی است.