برگردان به زبان ساده
جهدکن تا نروی بر اثر نیک و بدی
که خضر نیز درین بادیه دام است وددی
هوش مصنوعی: تلاش کن تا تحت تأثیر خوبیها و بدیهایی که در زندگی وجود دارد قرار نگیری، چرا که حتی شخص بزرگی مانند خضر هم در این دنیا با مشکلات و چالشها روبرو است.
تاگلستان تو در سبزهٔ خط گشت نهان
دیدهای نیست که چون لاله ندارد رمدی
هوش مصنوعی: در گلی که در سبزههای خود پنهان شده، نمیتوان کسی را پیدا کرد که مانند لاله روشن و زیبا باشد و از آن بهاری حیاتساز بهرهمند نشده باشد.
داغها در دل خون گشته مهیا دارم
کردهام نذروفای تو پر ازگل سبدی
هوش مصنوعی: در دل من زخمهای بسیاری وجود دارد که برای تو آمادهام. من سبدی پر از گل برای تو آماده کردهام.
جان چه باشدکه توان نذر توام اندیشید
اینقدر تحفه نیرزد به قبولی و ردی
هوش مصنوعی: جان چه ارزشی دارد که من برای تو نذر کنم، اینقدر فکر کردن به این موضوع خیلی نمیارزد که تو هدیهام را بپذیری یا رد کنی.
عافیت دوستی و پرورش هوش خطاست
نیست درمحفل تحقیق چو می با خردی
هوش مصنوعی: دوستی با آرامش و پرورش دادن عقل و هوش نادرست است، زیرا در محیط تحقیق و جستجو، باید به دور از منطق و خرد عمل کرد.
ناصحا از دمت افسرد چراغ دل ما
کاش از توبه کند مرگ کنار لحدی
هوش مصنوعی: ای ناصح، نور دل ما از دمی که تو میداری کم شده است، کاش مرگ در کنار قبر ما به خاطر توبه و بازگشت ما به قبل بیاید.
جوهری لازم تیغست چه پیدا چه نهان
ابروی ظلم تهی نیست ز چین جسدی
هوش مصنوعی: تیغی که در اصل خود وجود دارد، چه آشکار باشد و چه پنهان، ابروی ظلم هرگز از چنگال مرگ در امان نخواهد بود.
رونق جاهگر از اطلس و دیبا باشد
صیقل آینهٔ ماست غبار نمدی
هوش مصنوعی: آبرو و زیبایی مقام و منزلت از پارچههای مجلل و خوشرنگ میآید، اما در حقیقت، زیبایی و درخشندگی ما به پاکی و زلالی دل وابسته است.
همره قافلهٔ اشک تو هم راهی باش
که به از لغزش پا نیست به مقصد بلدی
هوش مصنوعی: با کاروان اشک تو همسفر باش، زیرا اینکه به مقصد برسی بهتر از آن است که پاهایت بلغزد و گمراه شوی.
همه جا داغگدایی نتوان شد بیدل
خجلم بیشتر از هرکه ندارم مددی
هوش مصنوعی: در هر جا نمیتوان با حالت نیاز و درماندگی خود زندگی کرد، بیدل، من از دیگران خجالت میکشم زیرا برای کمک خواستن از کسی هیچگونه امکانات و پشتیبانی ندارم.